صدای آرام چرخ خیاطی برای بسیاری از ما تنها صدای دوختن پارچه نبود؛ نوای مهرِ مادران و مادربزرگهایی بود که با دستان هنرمندشان تار و پود زندگی را به هم میدوختند. روز جهانی چرخ خیاطی، فرصتی است برای زنده کردن همین خاطرههای شیرین و فراموشنشدنی.

در سال 1830 میلادی (کموبیش برابر با 1208 خورشیدی)، مخترع و نوآوری فرانسوی به نام «بارتلمی تیمونه» جهان را از کار زمانبَر نخوسوزن آسوده کرد و با ساختن نخستین چرخ خیاطی دگرگونیای بنیادی در کار دوخت پارچه پدید آورد. این رویداد چنان اثرگذر بود که اکنون روزی جهانی را به نام «چرخ خیاطی» جشن میگیرند. این روز 13 ژوئن (برابر با 23 خوردادماه) است.
شاید هنوز چرخ خیاطیای را به یاد داشته باشیم که مادربزرگهایمان پشت آن مینشستند و با بردباریای که در رفتارشان بود، ساعتها به کار دوختودوز سرگرم میشدند. آن چرخ خیاطیها، پایهای مسطح داشتند و کنار استوانهای که بر روی آن سوار بود، چرخی وجود داشت که با گرداندن آن سوزنِ نخیِ چرخ شروع به کار میکرد و تندتند پارچهها را به هم میدوخت. تنها باید پارچه را میچرخاندی تا کار دوختن ادامه پیدا کند.
رنگ چرخ خیاطی سیاه بود و با خطی فرنگی روی بدنهاش نوشته شده بود: «مارشال». چرخ خیاطی مارشال را در هر خانهای میشد یافت. قدرت بالا و سادگی کار با آن، این چرخ را دلخواه کدبانوهای خانه و همهی آنهایی کرده بود که در کار دوختن و خیاطی بودند. هنوز هم با همهی پیشرفتهایی که در ساخت انواع چرخ خیاطی شده است، چرخ خیاطی مارشال هواخواهان خودش را دارد.
درست است که در کار خیاطی چیرهدستی و استعداد شرط نخست است، اما چرخی هم که از آن برای دوختن استفاده میکنیم باید توانایی (:قابلیت) آن را داشته باشد که همپای خیاط کار دوختودوز را آسان و یکنواخت انجام دهد و جامهای از کار درآورد که زیبا و کاربردی باشد.
آسان در دوختن
زمانی که اروپاییها چرخ خیاطی را ساختند میخواستند به کمک این ابزار هم به کار دوختن سرعت ببخشند و هم کار دست را کم کنند. آنها به خواست خود رسیدند و چرخ خیاطی بهترین ابزاری شد که به کار بخشی از زندگی انسانها (دوختودوز) آمد و صرفهجویی در زمان را شدنی ساخت. بگذریم از این که زمانی که بارتلمی تیمونه این چرخ را اختراع کرد، کارگران خیاط که ساختهی او را سبب بیکاری خود میدانستند به کارخانهی بارتلمی یورش بردند و همهی چرخ خیاطیهایش را نابود کردند. اما برای جلوگیری از به کارگرفتن چرخ خیاطی دیر شده بود و بسیار زود با کاری که در نیمهی دوم سدهی نوزدهم سینگر آمریکایی در قارهای آنسوتر از اروپا کرد، همه را با سودمندی چرخ خیاطی آشنا ساخت و این ابزار جای خود را در زندگی مردم باز کرد. شاید به همین سبب است که برخی «سینگر» آمریکایی را مخترع چرخ خیاطی میدادند. او و شرکتی که با آن کار میکرد، نخستین خط تولید چرخ خیاطی را در سال 1863 میلادی راهاندازی کرد.
چرخ خیاطی ابزارهای سادهای دارد: ماسوره، قرقرهای کوچک که در بخش زیرین چرخ خیاطی جای دارد؛ ماکو، ابزاری که ماسوره بر روی آن جای میگیرد و چرخی برای چرخاندن چرخ خیاطی. اما همین قطعات کوچک، کاری میکنند کارستان!
پاگرفتن چرخ خیاطی در ایران
بد نیست گاهی که آرزوی بازگشت به سالهای دور را داریم تا یادها را زنده کنیم، چرخ خیاطی مادر بزرگ را از صندوقخانه بیرون بیاوریم و دستی به سر و روی آن بکشیم و یاد چشمهای کمسوی مادربزرگمان بیفتیم که با همین چرخی که حالا دیگر از مُد افتاده، هنرها به خرج میداد و چهها که نمیکرد! روز جهانی چرخ خیاطی برای همین است که دستِ کم ما را برای لحظههایی از جهان یکنواخت تکتولوژی دور کند و حسی را زنده سازد که خاطرهانگیز (:نوستالژیک) است؛ حس زندگی در جهان بیآلایش مادر و مادربزرگهایمان! این روز البته شادیآور هم هست، چراکه بازگشت به گذشتههای نهچندان دوری است که جهان تا این اندازه تکنولوژیزده نبود و زندگی را آنقدرها سخت نمیگرفتیم!
اما داستان آشنایی ما ایرانیها با چرخ خیاطی به روزگار سلطنت مظفرالدینشاه قاجار بازمیگردد؛ زمانی که شاه در بازگشت از سفر فرنگ خود مردی قفقازی را به ایران آورد که چرخی جادویی داشت که با آن دوختودوز میکرد. این مرد، در میان شگفتی درباریان، چنان تند و شتابان پارچهها را به کمک چرخ خیاطی ابتداییاش به هم میدوخت که پیرامونیانش اگر با چشم خود نمیدیدند، باور نمیکردند. اینگونه بود که آرامآرام چرخ خیاطی در ایران نیز جای پای خود را برای همیشه باز کرد و ابزاری بیچونوچرا برای هر خانهای و خیاطخانهای شد.
روز چرخ خیاطی یادآور این نکته هم هست که بیش از صدسال است که ما ایرانیها با چرخ خیاطی آشنا هستیم و همراه زندگیمان بوده است. بخشی از یادهای دور ما به همان چرخ خیاطیهای مارشال و سینگری برمیگردد که همراه و همزانوی بانوی خانه -مادر و مادربزرگمان- بود. پس روز جهانی چرخ خیاطی را از دست ندهیم و گرامی بداریم!
