در میان هیاهوی شهر و غرق در انبوه روزمرگیها، کودکانی دیده میشوند که به جای ترنم ترانههای کودکی، نغمهی کار سر میدهند و به جای لمس بازیهای شاد، انگشتانشان با سختی کار خو گرفته است.
در سال 2002 میلادی سازمان بینالمللی کار پیشنهاد کرد که روز 12 ژوئن هر سال به نام «روز جهانی مبارزه با کار کودکان» نامگذاری شود. این پیشنهاد از آنرو ارائه شد که افزایش آگاهی دربارهی زیانهای کار کودکان و جلوگیری از آن روز به روز بایستگی (:ضرورت) بیشتری مییافت. با پذیرفتن این ایده از سوی سازمانهای جهانی، هر سال در روز 12 ژوئن (برابر با 22 خوردادماه) در سراسر جهان کوششهایی پیوستهتر برای مبارزه با کار کودکان انجام میگیرد.

در پیماننامههای جهانی کودک به کسی گفته میشود که سن آن زیر 18 سال باشد. برپایهی آمارها و دادههای جهانی در سراسر جهان 250 میلیون کودک دختر و پسر 5 تا 14 ساله ناگزیر به کار هستند. در حالی که در پیماننامهی جهانی حقوق کودک، کار کودکان بازداشته (:منع) شده است.
آشکار است که شرایط بد اقتصادی کودکان را وادار به کار میکند و در همان حال از آموزش و پرورش دور میسازد. آنها گاه تا 12 ساعت در روز کار میکنند تا در درآمدزایی خانواده سهم داشته باشند. سازمان ملل تنگدستی (:فقر) و بیکاری سرپرست خانواده را دو انگیزهای میداند که کودکان را به کار وامیدارد. در آفریقا به همین سبب 72 میلیون کودک سرگرم کارهای توانفرسا و خطرناک هستند.
سازمان بینالمللی کار بر این نکته پافشاری دارد که باید هر چه زودتر کارهایی فوری و اثرگذار برای لغو کار کودکان در همهی جهان انجام گیرد. آنها روز جهانی مبارزه با کار کودکان را بستری برای رسیدگی به کودکان کار میدانند و امیدوارند که دولتها، نهادها و سازمانهای جهانی به شیوهای هماهنگ راهحلهای تاثیرگذار درپیش گیرند. پدید آوردن شرایط ایمن برای کار کودکان از خواستههای دیگر این سازمان جهانی است.
کار کودکان در ایران
در خوردادماه سال گذشته نشستی در ایران به نام «نه به کار کودکان» برگزار شد. در این نشست معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور چنین بازگو کرد که بیشوکم یکچهارم کودکان کار در ایران دختر هستند و میزان آسیبپذیری آنها در سنجش با پسران بیشتر است (تارنمای سازمان بهزیستی کشور- 21 خورداد 1404). او برپایهها آمارها افزوده بود که 74 درصد کودکان کار با خانوادهی خود، 21 درصد با مادر، 2 درصد با پدر و 4 درصد آنها تنها زندگی میکنند. در این میان 15 درصد کودکان کار در ایران زبالهگرد هستند.
رییس سازمان بهزیستی کشور نیز در نشستی دیگر بازگو کرده بود که: «دستِ کم 50 درصد کودکان کار، ایرانی هستند. بخش زیادی از این کودکان در مزارع، کورههای آجرپزی و کارگاهها و سایر اماکن مشغول به کار هستند که معمولا مورد غفلت قرار میگیرند در حالی که هنگام صحبت از کودکان کار، بیشتر توجهها به کودکان خیابانی جلب میشود» (تارنمای اکوایران- 12 شهریور 1404).
او دربارهی کارهای انجام شده برای کودکان کار افزوده بود: «در سازمان بهزیستی دو نوع مرکز شامل مراکز نگهداری و مراکز روزانه برای حمایت از این کودکان وجود دارد. در حال حاضر 36 مرکز نگهداری وجود دارد که 18 مرکز دولتی و 18 مرکز غیردولتی هستند. علاوه بر این، 51 مرکز روزانه آموزشی، حمایتی و توانمندسازی نیز برای کودکان فعال هستند».
با این همه، «انجمن حمایت از کودکان کار» پافشاری دارد «هنوز این قشر در ایران به رسمیت شناخته نشدهاند و دلیل این مدعی نیز نبود آمار دقیق از کودکان کار در کشور است» (سایت انجمن حمایت از کار کودکان- نوشتهای با عنوان: کودکان کار و قانون کار). به سخن این انجمن «در حال حاضر آمار مشخص و دقیقی از تعداد کودکان کار در ایران وجود ندارد. هرچند که برخی منابع و سازمانها از وجود 2 میلیون کودک کار در ایران خبر میدهند ولی آمارهای غیررسمی تعداد کودکان کار ایرانی را 7 میلیون نفر تخمین میزند که گفته میشود 40 درصد این کودکان را کودکان مهاجر تشکیل میدهد». راهحل پیشنهادی انجمن نیز چنین است: «پدیده کودکان کار نیازمند یک اجماع واحد و تعامل همهجانبه از سوی دستگاههای دولتی و نهادهای اجتماعی و غیردولتی است؛ تعاملی که میتواند ماحصل آن شناسایی کودکان کار، ایجاد مشاغل پایدار برای خانوادههای آنان، گسترش حیطه نظارت سازمانهای دولتی نظیر بهزیستی و معرفی کودکان کار به ان.جی.یوها برای حمایت و پوشش باشد».
کودکان کار از لایههای آسیبپذیر جامعه هستند که باید کوششهایی برای ساماندهی آنها در ایران انجام گیرد. چنین تلاشهایی هرچند بیشوکم انجام گرفته است اما نیاز به ادامه و پایداری افزونتری دارد. روشن است که کار کودک هم حقوق طبیعی و انسانی آنها را پایمال میکند و هم تهدیدی اجتماعی برای کشور است.
22 خورداد (12 ژوئن) روز جهانی مبارزه با کار کودکان، زمانی برای اندیشیدن به آنها و یافتن راهحلهایی کارآمد برای ایمنسازی محیط کارشان است.
