ندا اخواناقدم، دانشیار پژوهشکدهی هنر، گفت: سکههای باستانی تنها ابزار دادوستد اقتصادی نبودهاند، بلکه همچون رسانهای تصویری به کار میآمدند و دربردارندهی پیامهای سیاسی فرمانرواییها بودند. سکهها، آن پیامها را در گسترهای پُردامنه منتشر میکردهاند.
به گزارش ایرنا، پنجمین کرسی پژوهشکده هنر با عنوان «مقایسه تطبیقی صحنهی اهدای نمادهای مقدس به پادشاه در سکههای اشکانی و ساسانی با رویکرد بیناتصویری» با باشندگی شماری از پژوهشگران برگزار شد. در این نشست ندا اخواناقدم دربارهی رویکرد «بیناتصویری» گفت: این رویکرد بر سنجش تصاویر با یکدیگر، همراه با دگرگونی آنها در بسترهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی استوار است. در این نگاه، تصویر(:ایماژ) نه پدیدهای ایستا بلکه در گذر زمان بازتولید و بازخوانی میشود.
بُنمایهای تصویری در ایران باستان
بهگفتهی اخواناقدم بر روی سکهها، در«صحنهی اهدای نماد مقدس» به پادشاه، ایزدان یا نیروهای سپند (:قدسی) با دادن نشانههایی همچون حلقهی قدرت، دیهیم یا شاخهی نخل، مشروعیت فرمانروایی را به شاه بخشش میکنند. این بُنمایه تصویری، در گذر زمان از یک مفهوم ذهنی، به تصویری تثبیتشده در هنر ایران باستان تبدیل شده است.
وی افزود: یافتههای پژوهش نشان میدهد که این الگو، اگرچه ریشه در سنتهای فکری و دینی ایرانی دارد، در دورهی اشکانی از الگوهای تصویری هلنیستی بهویژه سنتهای سلوکی تاثیر پذیرفته و ایرانی شده است. سپس در دورهی ساسانی با بازشناخت و بازسازی در چارچوب جهانبینی زرتشتی به شکلی تازه صورتبندی شده است.
وی گفت: در این پژوهش، سکهها به عنوان یکی از مهمترین رسانههای همگانی در جهان باستان مورد نگرش قرار گرفتند. بهسبب گردش گستردهی آنها در میان گروههای گوناگون جامعه، سکهها بستری درخور برای رساندن پیامهای سیاسی بهشمار میآمدند. از شمار مهمترین این پیامها، نمایش دریافت نماد سپند بهویژه حلقهی قدرت از سوی پادشاه از دست یک ایزد است که در آغاز در دورهی اشکانی پادشاه این نماد سپند را از دست ایزد یونانی گرفته است. سپس با نگاهداشت همان درون مایهی تصویری در دوره ساسانی، ایزدان زردشتیاند که با پیشکش نماد سپند به پادشاه این مشروعیت را به او میبخشند.
پیوستگی میان سنت اشکانی و ساسانی
اخواناقدم در جمعبندی خود پافشاری کرد: هر چند گفتمان رسمی ساسانیان بر پیوندی همراستا با میراث هخامنشی و کمرنگ کردن دوره اشکانی استوار بود، بررسی بیناتصویری سکهها نشان میدهد که در سطح زبان دیداری (:بصری)، گونهای پیوستگی میان سنتهای اشکانی و ساسانی وجود دارد.
وی افزود: به سخن دیگر، ساسانیان افزون بر بازشناخت ایدئولوژیک مفاهیم مشروعیت و فرهی ایزدی، از برخی ساختارهای تثبیتشده تصویری که در دورهی اشکانی شکل گرفته بود، بهره بردند و آنها را با چارچوب اندیشگی و دینی روزگار خود سازگار کردند؛ باوری که بارها به تصویر در آمده است.
