شاید یادها و خاطرهها بیش از همه با دوربین عکاسی پایا و ماندگار میمانند. دستِ کم در دههها پیش که فنآوریهای عکاسی به پیشرفتگی امروز نبود، دوربین جایی ویژه در نزد ما داشت و خاطرههای شتابان و گذران زندگی را همیشگی میکرد. دوربین، زبان مشترکی هم میآفرید که بازگوی حال و وقتِ خوب یا بد ما بود. حتا میشد این ابزار کارآمد را چشمی دیگر دانست که به حافظهی ما پایندگی میبخشید. با آنکه اکنون با گوشیهای همراه هم میتوان عکس گرفت و نیازی نیست که دوربین عکاسی را با خود اینسو و آنسو برد، اما نمیتوان جایگاهی را که دوربین عکاسی میان یکیدو نسل گذشته داشت نادیده گرفت.به هر روی در سالنمای جهانی روز 29 ژوئن، برابر با 8 تیرماه را «روز دوربین عکاسی» نامیدهاند.
دوربین عکاسی نوشتن بدون واژه است! عکس به ما میگوید تصویر، زبان گشوده است تا از رویدادی، لحظهای، یاد و خاطرهای خوش یا ناخوش سخن بگوید. تنها باید عکس را دید و آن رویداد ثبت شده را دوباره و دوباره نگریست. زبان دوربین، همگانی است و واژگانش برای همه گویا و آشناست. تنها ممکن است برداشت ما از آن زبان یکی نباشد. این هم مسالهای نیست. مگر زمانی که با هم سخن میگوییم همه برداشتی یکسان از شنیدههایمان داریم؟
دوربین لحظههایی را ثبت میکند که ما را به خنده وامیدارد، یا گریانمان میسازد، یا فروغی در دلمان روشن میکند. شاید هم شعلهای را که در دل افروختهایم، سرد و میرا میکند! این کارها چهبسا تنها از دوربین عکاسی برمیآید؛ یا هر ابزاری دیگری که لحظهها را ثبت میکند؛ ابزاری جادویی و شگفتآور که جهان گذران را ایستا و ماندنی میسازد. چه هنری بالاتر از این؟ بیسبب نیست که عکاسی، چه با دوربین چه با گوشیهای همراه، بخشی جداییناپذیر از زندگی پرشتاب امروزی ما شده است.
ساخت نخستین دوربین عکاسی در جهان
جرقهی ساخت نخستین دوربین عکاسی در سال 1825 میلادی در شهر پاریس زده شد. مخترعی به نام «ژوزف نیسهفور نیپیس» با بهرهگیری از روشی به نام هلیوگرافی توانست تصویری را برای 8 ساعت ثبت کند. هلیوگرافی تکنیکی است که به کمک آن جوهر سیاهی پدید آورده میشود و با فرایندی نچندان پیچیده، تصور برای زمانی چندساعته، ماندگار میشود. در این شیوه، تصویر بر روی صفحهای قیراندود حک میشود. اما تصویری که با این کار به دست میآید با قرار گرفتن در برابر نور، از میان میرود.
نخستین تصویر ماندگار باز در پاریس و 14 سال پس از روش نیسهفور پدید آمد. این بار کسی به نام «لویی ژاک داگر» آفرییندهی تصویری شد که بر روی پوششی نقرهای و آغشته به یُد، باید در برابر نور گذاشته میشد. سپس صفحه را با بخار جیوه میپوشاندند و در آب نمک میگذاشتند تا عکس نمایان شود و از میان نرود.
به هر روی، پیوسته جهان صنعتی رو به پیشرفت میگذاشت و ساخت دوربین عکاسی نیز رو به بهتر شدن میرفت. سرانجام در سال 1885 میلادی قرعهی فال به نام «جورج ایستمن» زده شد و او توانست دوربینی به نام «کداک» بسازد که توانایی ثبت 100 عکس را داشت. با این همه، داستان ساخت دوربینهای عکاسی به همینجا پایان نپذیرفت و روزبهروز دوربینهایی مدرنتر و با کارایی بیشتر به بازار آمد.
آشنایی ایرانیان با دوربین عکاسی
هنگامی که پای ناصرالدینشاه قاجار به سفرهای فرنگ باز شد، ساختههای نوین باخترزمینی نیز به ایران سرازیر شدند. در یکی از آن سفرهای سهگانهی بود که شاه نوجوی قاجاری دوربین عکاسی را شناخت و آن را با خود به ایران آورد. خود نیز شیوهی کار با آن را آموخت. ناصرالدینشاه تا پایان زندگی دلبستگیاش را به عکاسی از دست نداد. حتا گفتهاند که نخستین عکس خودنگارانهی (:سِلفی) جهان را او از چهرهی خود گرفت. البته سندهایی در دست است که نشان میدهد در زمان پدر او -محمدشاه قاجار- انگشتشماری از ایرانیان با دوربین عکاسی آشنا شده بودند. به هر روی، آغاز آشنایی ایرانیان با دوربین عکسی در میانهی پادشاهی قاجاریه بوده است.
روز جهانی دوربین عکاسی ما را به حالوهوایی میبَرد که اکنون دگرگونی بسیار یافته است. با این همه یادهای گذشته در قاب عکسهای قدیمی پایدار هستند. خاطره رفتن به عکاسخانه و جلو دوربینهای سهپایهای ایستادن که عکاس پردهی آن را روی سر خود کشیده بود؛ یا لحظههایی که جلو دوربین میایستادند و با لبخندی بر لب انتظار میکشیدند عکاس تصویرشان را در قاب عکس ماندگار کند. در آن زمانها رفتن به عکاسی و گرفتن عکسی دلخواه، حال خوش و شادمانهای داشت که با پدید آمدن گوشیهای همراه، یکسره از یاد رفته است!
روز جهانی دوربین عکاسی زنده ساختن هزاران یاد خوش از دست رفته است!
