تارنمای خبری امرداد
امروز شهریور امشاسپند در گاهشمار زرتشتی؛ سوم اردیبهشت‌ماه

اتحادیه‌ای بر ضد ایران در روزگار باستان

مجسمه شير محافظ در جزيره «Delos» يادمان همان زمان است

امروز شهریور امشاسپند و اردیبهشت‌ماه از سال 3758 زرتشتی، چهارشنبه سوم اردیبهشت‌ماه 1399 خورشیدی، 22 آوریل 2020 میلادی

چنین روزی سال 478 پیش از میلاد، سران کشور ـ شهرها و جزایر یونانی که اتحادیه دلوس«Delos League» را به منظور مقابله گروهی با ایران، تنها اَبَرقدرت وقت جهان تشکیل داده بودند، اعلامیه‌ای را امضا کردند.

در این اعلامیه آمده بود، وجود یک اَبَر قدرت در جهان؛ مغایر نظم گیتی، منطق و عقل سلیم و منافع ملل است و آنان این اتحادیه را تشکیل داده‌اند تا در برابر ابر قدرت ایران بایستند و بدون دغدغه از خطر نظامی و تنها ماندن در برابر ایران، به زندگانی خود ادامه دهند.
مورخان یونانی و بعدا رومی، بخش‌هایی از این اعلامیه را در نوشته‌های خود آورده‌اند. «دلوس» نخستین اتحادیه‌ی ملل کوچک در برابر یک دولت بزرگ در طول تاریخ بشمار می‌رود. نام این اتحادیه از جزیره «دِلوس» گرفته شده است، زیرا طلا و نقره گردآوری شده از اعضای اتحادیه (خزائن) در این جزیره نگهداری می‌شد. اتحادیه «دلوس» که بی شباهت به کنفدراسیون‌های امروز نبود به ابتکار آریستیدس آتنی Aristides (درگذشته در 468 پیش از میلاد) بنیاد شده بود.
پس از دو یورش سنگین ایران به یونان و سقوط آتن، بیشتر یونانیان انتظار حمله دیگری را می کشیدند. در حمله دوم ایران، آتنی ها مجبور به انتقال خانواده های خود به کشتی و انتقال آنان به جزایر شده بودند و پس از بازگشت ایرانیان تصمیم به کشیدن دیوار به گرد شهر آتن گرفتند که اسپارتی‌ها مخالفت کردند و استدلالشان این بود که ایرانیان شهر را تصرف و چون دارای دیوار است آنجا را تبدیل به یک دژ دائمی در قلب جهان یونانیان خواهند کرد. آتنی‌ها به این مخالفت توجه نکردند و دیوار را کشیدند و اسپارت نیز از شرکت در اتحادیه «دِلوس» خودداری کرد و به سوی ایران متمایل شد، مخصوصا که پائوسانیاس (پوزانیاس) ژنرال اسپارتی به ایران نزدیک شده بود و پولی را که پیوسته ایران برای او می‌فرستاد، می‌پذیرفت.
پس از تشکیل اتحادیه «دلوس» بدون شرکت اسپارت، ایران از این وضعیت استفاده کرد و هنگامی که میان اسپارت و آتن جنگ در گرفت، به رساندن پول و کمک نظامی و تجهیزات به اسپارت پرداخت و به دست اسپارتی‌ها استقلال آتن را نابود ساخت و از همین زمان مورخان یونانی واژه «امپریالیست» را برای توصیف ایران بکار بردند. زد و خوردهای اسپارت و آتن که توسیدیدس Thucydides تاریخ‌نگار آن زمان و شاهد عینی، شرح آنها را نوشته است در تاریخ، به جنگ‌های «پلوپونز» معروف شده‌اند. توسیدیدس با نوشتن شرح جنگ‌های «پلوپونز» نخستین خبرنگار نظامی تاریخ بشر بشمار آورده شده است.

خشَترا در اوستا نام سومین فروزه اهورامزدا از گروه امشاسپندان است. خشَتَره وییریه یا شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی»، نام سومین امشاسپند است. این امشاسپند نشان از پیروزی دارد، زیرا وظیفه‌ی اصلی او پاسداری از فلزات است. در اوستا نماد توانمندی و فر و شکوه پادشاهی اهورامزدا است. نگهبانی توپال‌ها (فلزات) بر روی زمین به او سپرده شده است.

این تنت را ز نیکویی زیور

شهره روزی است روز شهریور

امروز شهریور امشاسپند و چهارمین روز از مهرماه زرتشتی برابر است با آدینه 29 شهریورماه خورشیدی و 20 سپتامبر 2019 میلادی.

در گاهشمار زرتشتی روز چهارم هر ماه شهریور نامیده می‌شود و برابر آیین، هرگاه نام روز و نام ماه برابر می‌شد آن روز را جشن برپا می‌کردند و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورا مزدا می‌پرداختند. برابری روز شهریور با نام شهریورماه در گاهشمار زرتشتی را شهریورگان می‌نامیدند. جشن شهریورگان، شهریور روز از شهریور ماه که روز سی ام امردادماه و به نام امشاسپند توانای “خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه” به معنی کشور آسمانی یا شهریاری آرمانی و شایسته است.

به واژه‌ی خشترا در زبان پارسی امروزی شهریور می‌گوییم و در زبان سنسکریت به خشترا کشتراkshatra گفته می‌شود چراکه در کیش هندوایرانی در روزگار باستان پیوند ویژه و پیچیده‌ای وجود داشته است. در آیین هند معنی نیرومندی را می‌دهد اما در آیین و دین ایرانی این مفهوم بسیار گسترده‌تر است. در پرتو کردارنیک و نیروی اهورایی است که شهریاری اهورایی بوجود می‌آید که در آن اشا به پیروزی کامل می‌رسد و انسان‌ها را از بدبختی و فرومایگی رهایی می‌بخشد. آرمان اشوزرتشت بر این است که همه مردم جهان در راه برقراری فرمانروایی راستی و درستی به تلاش و کوشش بپردازند. این تنها با برقراری حکومت راستینی است که انسان توانایی می‌یابد همه‌ی نمادهای تباهی در خود را که از دروغ سرچشمه می‌گیرد از میان بردارد و درستی را به‌جای نادرستی بنشاند.

«خشترا وئیریا» نیروی چیرگی و فرمانروایی بر خود است. «خشترا وئیریا» نیروی فرمانروایی به سهش‌های(:احساسات) ویرانگر در جهان درونی انسان است. این واژه خشترا در گاتها ۶۲ بار آمده است.

ابوریحان بیرونی، در آثارالباقیه در باره‌ی این جشن کهنسال ایرانی می‌گوید: “شهریور ماه که روز چهارم آن شهریور روز است و به مناسبت برابری دو نام روز و ماه جشن می‌گیرند، آن جشن را شهریورگان گویند . چم (معنی) شهریور دوستی و آرزوست.

شهریور (امشاسپند)، خَشَتَرَه وَیریَه نام یکی از امشاسپندان زرتشتی است. در اوستا «خشَثرَ وَیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در فارسی «شَهریوَر» یا «شَهریَر» است. بخش نخست این واژه به چم (:معنای) شهریاری و شهر است (مراد از شهر، همانا کشور است، چنان‌که سرزمین ایران را، ایران شهر می‌نامیدند) بخش دوم این واژه، یعنی «ویریه»، فروزه (:صفت) و به چم مورد پسند است. بر این اساس، خشتره‌ویریه، به معنای آرمان‌شهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینُوی آرمانی است. در اساطیر زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان‌روایی اهورا مزدا و نگاهبان فلزها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر مستمندان است.

در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از قانون اشا ( هنجار هستی ) بر می خیزد و همه جهان را در بر می گیرد. در این روز نیکوست به خواستگاری رفتن و زن خواستن.

در بندهش که از نامه های کهن ایرانی است از دیوی بنام سئورو یاد شده که دیو آشوب و تباهی است و از دشمنان و هماوردان خشَتریور می باشد، از سوی دیگر ایزدانی مانند ایزد خور، ایزد مهر و ایزد آسمان از یاران و همکاران او هستند.

مسعود سعد سلمان می‌سراید:

«ای تنت را ز نیکویی زیور / شهره روزی ست روز شهریور».

چکامه از «مسعود سعد سلمان»

شهریور است و گیتی از عدل شهریار

شاد است، خیز و مایه شادی به من بیآر

باده شناس، مایه شادی و خرمی

بی باده هیچ جان نشد از مایه شاد خوار

 سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

این تنت را ز نیکویی زیور

شهره روزی است روز شهریور

تا به اقبال شهریار جهان

بگذرانیم جان به لهو و بطر

 اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

خوش باش

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

به (شهریور) اندر شوی شادخوار/ کنی در (سپندارمز) کشت و کار

یادروز سوم اردیبهشت‌ماه:

– یونسکو به مناسبت چهارصدمین سال تولد شیخ بهایی و برابری آن با سال بین المللی نجوم، عنوان سال بزرگداشت شیخ بهایی را برای سال 2009 انتخاب کرد و همین بهانه‌ای شد تا از این سال روز سوم اردیبهشت‌ماه به عنوان روز شیخ بهایی ثبت شود. جالب آنکه پیش از این، روز سوم اردیبهشت‌ماه به عنوان روز معمار شناخته می‌شد و هنوز هم هر ساله در این روز آیینی در پیوند با معماری یا بزرگداشت معماران در مجامع فرهنگی و هنری و علمی ایران برگزار می‌شود. شایان گفتن است که برخی با وجود کتیبه‌ای که زادروز شیخ بهایی را در اسفند بیان می‌کند، سوم اردیبهشت‌ماه را زادروز این چهره‌ی برجسته  می‌دانند.

مهارت شیخ بهایی در ریاضی و معماری و مهندسی هنوز هم بر سر زبان هاست. معماری مسجد امام اصفهان و مهندسی حصار نجف (ارگ شیخ بهایی) در نجف آباد اصفهان را به وی نسبت می دهند. او شاخصی برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب نیز ساخت که به اصطلاح فنی، ساعت آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی خوانده می شود. این ساعت در غرب مسجد امام در اصفهان قرار دارد.

از دیگر کارهای وی می‌توان به تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان و روستاهای مجاور رودخانه اشاره کرد که بسیار دقیق و با رعایت عدالت و دقت علمی صورت گرفت و  اصل طومار آن در اصفهان موجود است.
طرح‌ریزی كاریز نجف آباد اصفهان از دیگر کارهایی است که به شیخ بهایی نسبت می دهند. این قنات با عنوان  قنات زرین كمر شناخته می شود و یكی از بزرگترین كاریزهای ایران است.
ساخت گلخن (آتشدان) حمام شیخ بهایی، طراحی منار جنبان اصفهان و باغ چهلستون نیز از دیگر کارهایی است که به وی نسبت داده می شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید