تارنمای خبری امرداد
امروز مانتره‌سپند ایزد؛ بیست‌ونهم امردادماه زرتشتی برابر با 25 امردادماه خورشیدی

پرتغالی‌ها در راه تصرف تنگه هرمز

امروز مانتره‌سپند ایزد و اَمُردادماه به سالمه‌ی 3758 زرتشتی،شنبه 25 اَمُردادماه 1399 خورشیدی، 15 آگوست (اوت) 2020 میلادی

آگوست 1507 میلادی، دریاسالار پرتغالی تصمیم به تصرف تنگه‌ی استراتژیک و تجاری هرمز گرفت.

تاریخ هرمز برخلاف وضعیت کنونی‌اش،‌ بسیار پرفرازونشیب بوده است؛ برای مثال این قلعه‌ی ۵۰۰ ساله‌ در زمان اشغال جزیره هرمز به دست پرتغالی‌ها و به دستور شخص آلبو کرک ساخته شده است، بعدها که شاه‌عباس صفوی پای پرتغالی‌ها را از خلیج‌فارس کوتاه کرد، قلعه‌ی هرمز نخستین جایی بود که به دست سرداران ایرانی به فرماندهی امامقلی خان باز پس گرفته شد. آلفونسو (آفونسو) دا آلبوکِرک (آلبوکِرکی) دریاسالار پرتغالی ـ که در جریان فعالیت‌های استعماری پرتغال، در سال 1503 به منطقه گوا Goa در هندوستان رسیده بود، در دومین ماموریت خود در خاور زمین، در گوا (اینک یک ایالت ساحلی در جنوب‌غربی هند) از اهمیت استراتژیک و تجاری تنگه هرمز و جزایر مدخل آن تا گُمبرون (بندرعباس) آگاه شد که تنگه‌ی هرمز قرن‌ها گذرگاه دریایی و میانجی میان ایران، آفریقا و خاور دور بوده‌ و اینک گذرگاه نفت است. او همچنین از تلاش اسماعیل صفوی، شاه تازه، به یکپارچه کردن ایران آگاه شده بود، در آگوست 1507 تصمیم به تصرف هرمز (تلفظ پرتغالی آن اُرمُز، گرفته شده از نام باستانی دوران هخامنشیان آن؛ اَهرمَزد) گرفت و با 7 کشتی توپدار و 500 تفنگدار دریابُرد راهی هرمز شد. وی همچنین شنیده بود، فرمانروای کرمان که منطقه هرمز از زمان کوروش بزرگ بخشی از این استان است (که تا چند دهه پیش هم بود و اینک بخشی از استان هرمزگان) با شاه اسماعیل میانه‌ی خوبی ندارد، به نظامیانش نیاز دارد و نیروی اضافی به کمک حاکم محلی هرمز نخواهد فرستاد.
نیروی مدافع هرمز سلاح آتشین (توپ و تفنگ) نداشت و آلبوکرک توانست 25 سپتامبر 1507 جزیره را تصرف کند. در اینجا بود که شاه اسماعیل نماینده‌ای برای گفت‌وگو نزد آلبوکرک فرستاد. در پی این رایزنی، آلبوکرک برآن شد به «گوا» بازگردد. زیراکه دریافت، پرتغال [غرب] با شاه اسماعیل در ازای عثمانی و موضوع تجارت با خاوردور از راه دریا دیدگاه مشترک دارند.
در گوا نیز آلبوکرگ با سفیر شاه اسماعیل در گجرات هند دیدار کرد. پس از این گفت‌وگوها بود که وی Miguel Ferreira را از سوی خود به تبریز فرستاد تا با شاه اسماعیل روی امور بیشتری رایزنی کند. در این سفر، فرستاده آلبوکرک حرف‌هایی (درباره فرمانروایی پهناور ایران ـ از مدیترانه و دریای سیاه تا رود جیحون، رود سند و شامل تمامی منطقه خلیج فارس و سرزمین عُمان که 12 قرن بر سر پا بود و از شرق دفاع کرد) شنید و در بازگشت به گوا، به او گفت و آلبوکرک نگران آینده متصرفات پرتغال در هندوستان و جزایر در جنوب یمن و عُمان شد. تحت تأثیر این نگرانی، سرانجام وی برآن شد دوباره هرمز را به دست آورد و در سال 1515 با نیرویی دو برابر سال 1507 راهی هرمز شد و این جزیره‌ی نه چندان دور از گُمبرون (بندرعباس) را تصرف کرد و دست به خشونت زد به‌گونه‌ای که مردمانی از هرمزیان به جزیره بزرگتر قشم رفتند و ساکن این جزیره شدند. آلبوکرک در این سفر در جزیره هرمز بیمار شد. این بیماری او را رها نساخت و در بازگشت به گوآ، در همین سال و در 63 سالگی درگذشت. با وجود این، هرمز تا سال 1622 در تصرف پرتغالی‌ها بود و در این جزیره یک قلعه (سربازخانه) ساختند که ویرانه‌ی آن باقی مانده است. در این سال، شاه عباس یکم با کمک ناوگان انگلیسی‌ها پرتغالی‌ها را شکست داد و از خلیج فارس بیرون راند.

ای دلارام روز مار‌اسپند

دست بی‌جام لعل مِی، مپسند

بیست و نهمین روز ماه، مانتره‌سپند دو بخش دارد؛ نخست مانتره یا منتره به معنای سخن اندیشه برانگیز و دوم سپند یعنی مقدس. در اوستا «مانترَسپِنتَ»، فارسی میانه «اَمَهرَسپنت» و فارسی امروز «ماراسپند» و «مانترسپند» آمده است. وی ایزد و نگاهبان آب است. ایزد ماراسپند نگهبان گاه و روز و خرد و گوش‌ها و چشم‌هاست. مانتره‌سپند به چم گفتار نیک، پاک و سپندینه و سخن فزونی بخش است.

اشوزرتشت سرودهای خود گات‌ها را مانتره که همان سخن اندیشه‌برانگیز است نامید. مانتره در سراسر اوستا ستوده شده است. مانترسپند ایزد درمانگری ست و به چم آرام بخش روان‌ها هم آماده است و شفا می‌بخشد قلب‌های خسته انسان در رنج را.

مانتره در سراسر اوستا ستوده شده است. مانترسپند ایزد درمانگری است و به چَم آرام‌بخش روان‌ها هم آمده است و قلب‌های خسته‌ی انسان‌ها را در رنج و سختی شفا می‌بخشد.

«مانتره» یکی از واژه‌های بنیادین گاهانست. این کلمه از ریشه من به چم اندیشیدن و در کل به چم وسیله اندیشه کردن و یا موجب اندیشه برانگیزی آمده است. اما روان‌ترین ترجمه کلام اندیشه برانگیز است. اشوزرتشت در گات‌ها، سرودهای خود (گاهان) را مانتره می‌نامد. همچنین در اوستا ، او ِستاهای «اَشِم وُهو» و «یَـتااَهو = اهونـَوَر» به نام مانتره شناخته می‌شوند. سراینده مانتره نیز «مانترن» نامیده می‌شود.

 ویژگی‌های مانتره :

درمان بخشی

در گاهان در هات ۴۴ بند ۱۶ ،

از درمان بخشی و به عبارتی همان جنبه روان شناسی مانتره اشاره شده است.

الهام گونه بودن:

اشوزرتشت فردی است که با الهام از جهان ِ پیرامون خویش (چه درون و چه محیط) به تعالی رسید ، وی مانتره را هم نوعی الهام (چه درونی و چه از محیط) می‌داند.

موسیقیایی بودن:

یکی از شروط مانتره بودن ِ یک سخن ، موسیقایی بودن آن است.

توانایی اهورایی مانتره:

در گاهان برای تاثیر کلام مانتره بر اقشار مردم و سعادت آن‌ها بسیار گفته شده است.

از آن چه که در متون اصلی دین ِ ما گات‌ها و قسمت‌های اصلی اوستا بر می‌آید، مانتره جزئی از نوای خداوندی است که به مانند «فرَوَهَر» در وجود هر آدمی قرار داده شده است و در اصل توانایی اندیشه برانگیزی است و از آن جایی که خداوند «مبدا خرد» است، پس مانتره هم توانایی اندیشمندی و اندیشه برانگیزی است، که یک انسان از آن بهره‌مند می‌شود و نیز مانتره کلامی است از همین نوع که از مانتره ِ وجودی انسان به صدا در می‌آید و به مانتره وجودی انسان دیگری می‌رسد و آن را بر می‌انگیزد.

چه نیکو و زیباست در این روز خواندن گاتها. پیدایی و روایی دین نیک اندر جهان به دست مانترسپند است و می‌توان نیکی دین را به وسیله مانترسپند از آن خویش کرد. گویند هر کس در این روز زاده شود دلیر باشد.

نماد این روز «کرکم» یا همان گل زعفران است

سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

ای دلارام روز مار‌اسپند

دست بی‌جام لعل مِی، مپسند

خرمی در جهانِ خرم بین

شادمانی کن و به ناز بخند

اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

جامه افزای و دوز و پوش و زن به زنی کن که فرزند تیز ویر ( باهوش) و نیک زاید.

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

زن تازه در (ماراسفند) گیر / که فرزند نیک آید و تیز ویر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید