تارنمای خبری امرداد
یادداشت به قلم بابک شهریاری

پرسش صحیح و صحیح‌تر

از دور به طرفم آمد، از دیدنت خوشحال شدم خوب کاری کردی رفتی انجمن (زرتشتیان تهران) جامعه به آدم‌های خوش‌فکری مانند تو و امثال تو احتیاج دارد، خیلی وقت بود که می‌خواستم پیشنهاد بدم که انجمن بیاد  یک حساب ویژه باز بکند و به جوان‌ها وام بدهد و …… تقریبا داشت یک ربع در محاسن این پیشنهاد و اتفاق خجسته حاصل از آن  با من حرف می‌زد، گفت و گفت و گفت در لحظه‌ای که برای نفس کشیدن سکوت برقرار شد، گفتم پولش را از کجا بیاره؟ او: مگه انجمن پول کم داره؟ من: بله، درواقع همیشه کم داشته وحالا هم کم داره و احتمالا در آینده هم کم خواهد داشت. او: پس این‌همه پول را چه کار می‌کند؟ من: کدام پول؟ او: پس همه‌اش را دزدیدن؟ من: کدام دزد. او: انجمنی‌ها. من: منظورت دقیقا کیه انجمن چند نفر کارمند داره که از امانت‌دارترین و پاکدست‌ترین افراد جویای کار زرتشتی انتخاب شده‌اند و بیست‌و‌یک نفر هم عضو هیات‌مدیره دارد که با رای مستقیم آحاد جامعه انتخاب شده‌اند و هر سه سال یک‌بار هم انتخابات مجدد برگزار میشه و این افراد خیلی وقت‌ها حتا آشنایی قبلی با هم ندارند و لذا حتا اگر آدم نامناسبی از فیلترهای متعدد عبور بکند و به فرض محال رای بیاورد توسط سایر اعضا و سیستم انجمن کنترل خواهد شد. او: این اعضاء چقدر حقوق می‌گیرند؟ من: عضویت در انجمن افتخاری است اعضا پول نمی‌گیرند. او: یک جای کار می‌لنگه با این اوضاع حتما باید انجمن حسابرسی بشه، بازرس‌های انجمن چه کسانی هستند لابد اون‌ها هم از خودشونن. من: این حرف‌ها را وللش. سال دیگه ثبت‌نام کن بیا تو انجمن پاسخ تمام این سوالات را می‌گیری. او: من که وقت ندارم، مگه آدم دیوانه است بیاد مفتی و مجانی کار بکنه و فحش هم بخوره و به هزار کار نکرده متهم بشه. من: کی متهم می‌کنه؟ او: همین جماعت. من: این جماعت یعنی من و تو، انجمن هم یعنی من یعنی تو انجمن که یک اداره دولتی با بودجه سالیانه تعریف شده نیست بلکه یک موسسه مردم نهاد محسوب می‌شود که تک تک افراد جامعه زرتشتی نسبت به آن حق  دارند و البته نسبت به آن وظیفه هم دارند.

در مورد پیشنهادت هم باید بگم انجمن که چاپخانه اسکناس ندارد و پولش همان پولی است که من و تو بهش می‌دهیم. او: ولم کن بابا انجمن این‌همه وقف داره چرا اون‌ها را نمی‌گی؟ من: اولا اون وقف‌ها را هم امثال من و تو به انجمن داده‌اند و ثانیا وقف را بی‌حساب و کتاب به انجمن نسپرده‌اند و درآمد آنها باید در راستای نیت واقف هزینه گردد و نه در راستای پیشنهاد بنده یا جنابعالی.

در حال دور شدن، ‌می‌گفت: تا وقتی امثال شما با اون افکار پوسیده تو انجمن باشید هیچ چی عوض نمی‌شه، هر چی سر ما می‌آد حق ماست.

من از این رفیق‌ها و آشناها زیاد دارم خداوند را شاکرم که هستند احتمالا شما هم آنها را می‌شناسید آدم‌هایی خوش‌فکر، با پیشنهادهای طلایی و پرسشگر، پرسشگرانی که می‌پرسند انجمن برای ما چه کرده، سلام من را به ایشان برسانید و بگویید من و بیست‌و‌یک نفر دیگر تمام کوشش خود را خواهیم کرد تا به شما پاسخ دهیم اما خود ما به دنبال پاسخ به پرسش‌های دیگری به انجمن وارد شدیم. پرسش این بود: من برای انجمن و برای این جامعه چه کرده‌ام؟

8 نظرات
  1. کیخسرو می گوید

    درود بر بابک شهریاری گرامی که تلاش می کند تا با نوشتن ارتباطی با مردم برقرار کند و زمانی که نامزد انتخاب شدن در انجمن زرتشتیان شده بود، نوشت و تعهد کرد که:

    اهدافی را که در صورت ورود به انجمن دنبال میکنم به این شرح است
    الف- سر وسامان دادن به اطلاعات مالی انجمن و شفاف سازی هزینه ها و درآمدها و دارایی های آن
    ب- آشتی جامعه با انجمن . به نظر میرسد مدتی است مردم با انجمن قهر کرده اند و بسیاری از خیر اندیشان بجای مراجعه به انجمن ،خود مستقلا اقدام میکنند که این امر باعث نا کارآمدی شده . امیدوارم انجمن چنان اطمینانی در جامعه ایجاد بکند که واقفین خیر فقط در مورد مبلغ ریالی قابل پرداخت خود برنامه ریزی کنند و چگونگی هزینه کرد بهینه آن را به انجمن بسپارند و در نهایت با تمام وجود خود احساس کنند که آنچه انجمن انجام داده بهتر از آنچه که آنان می اندیشیدند بوده است .
    و اکنون سوال کمتر صحیح من این است که، چرا کماکان قهر بین مردم ما ادامه دارد و چرا امور مالی هنوز نظم نگرفته،و چرا روابط عمومی انجمن پاسخگو سوالات انباشته در جان اجتماع نیست.
    با سپاس از همه زحمات داوطلبانه و بی چشمداشت یارانی که برای جماعت بی دریغ خدمتگذار جامعه هستند.

  2. جمشید گشتاسبی می گوید

    درود وآرزوی تندرستی برای آقای بابک شهریاری عزیز،
    درست و به جا به کلیه موارد اشاره نمودید ، و گفته هایتان براستی متین وعبرت آموز است .
    من امیدوارم که همه افراد هازمان زرتشتی برای یکبار هم که شده هموند انجمن زرتشتیان بشوند و با مشکلات آشنا شوند .

  3. مهران سپهری می گوید

    با تشکر از دوست خوش فکر آقای بابک شهریاری که حرف دل خیلی ها را مطرح کرد.
    دزدی این نیست که خدای نکرده فردی پول جماعت را در جیب خودش یا دوستانش بگذارد. اگر بر اثر سوء مدیریت و تصمیمات نادرست بازده کمتری از میزان بهینه سرمایه های انجمن عاید بشود، در واقع تفاوت بین نتیجه تصمیم درست و تصمیم نادرست، سوخت فرصت سودآوری بیشتر در حقیقت ضرر انجمن و خلاف منافع جماعت است. خیلی وقتها تصمیمات احساسی و اشتباه بدون کارشناسی خیانت به جامعه محسوب میشود. در حیف و میل دارایی های بیت المال، شاید شخصا میل نشود ولی اکثرا حیف میشود: از نوع جبران ناپذیر. دارایی های جماعت تنها فیزیکی و مالی نیست. سرمایه های انسانی و اجتماعی جامعه که به سرعت تقلیل یافته است. از نظر من، کم کاری در امور انجمن، زمانی که فرد تعهد داده و رای جمع کرده، نوعی دزدی است.
    انجمن وزارتخانه ای است با دالان های تودرتو و زیر زمین که شاید از دید تازه واردان پنهان بماند. عده ای که رغبت به کار جماعتی دارند، با دسته بندی و زد وبند قبل و بعد انتخابات از فیلتر رستم و اسفندیار و وزارت کشور میگذرند، تازه متوجه میشوند که کار مفید کردن با محبوب بودن تضاد دارد، با صدها مدعی و طلبکار و کارشکن، کم می آورند و گاهی استعفا میدهند.
    ایده وام به جوانان بارها مطرح شده و به جایی نرسیده است. اگر انجمن یک ملک یا دارایی را فدای جوانان کند و قرض الحسنه بدهد، حتی اگر نیمی از جوانان موفق نشوند یا وام را برنگردانند، تاثیر زیادی در آینده جامعه خواهد داشت. متاسفانه افراد انجمن آنقدر در کار روزمره غرق میشوند که فرست نوآوری و تحول ندارند.
    با تشکر از بابک عزیز که با طرح موضوعی تلنگری میزنند، نه فقط به مخاطبان و خوانندگان امرداد، بلکه به خود مسئولان و دست اندرکاران انجمن.

  4. جمشید گشتاسبی می گوید

    استاد مهران سپهری خواهش میکنم که این مطالب را هم درنظر بگیرید
    تهمت به انجمنیها و خوشنامین انجمن نزنید . کسی با زدو بند وارد انجمن نشده .
    منظورتان اگراز بعد فیزیکی است بدانید که انجمن نه وزارتخانه است نه راهرو و دالانهای تو درتو و تنگ تنگ دارد . ما را یاد فیلمهای هری پاتر نیندازید .
    رستم و اسفندیار ، این پهلوانان بزرگ اساطیری شاهنامه ای ایران را وارد این مقولات سخیف و خفیف نکنید . بگذارید آنها احترامشان پا بر جا باشد .
    اگر درجایی از دنیا یا کتابهای دانشگاهی دیدید یا خواندید که دارایی ثابت یا ملک و ساختمان را فدا میکنند ( البته آتش میزنند ) و با آن وام به جوانان میدهند نمونه بدهید، انجمنیها هم از این مدل استفاده کنند . محل پرداخت وام به جوانان از جایی دیگر و ردیفی دیگر دارد و تابع قوانینی است ، نه فروش داراییهای ثابت

  5. مهران سپهري می گوید

    درود. منظور از رستم رييس سابق انجمن بود، نه رستم شاهنامه. خود من شاهد زد و بند و تصميم گيري هاي نادرست و حتي مغرضانه از نزديك بودم. البته همه اينطور نيستند، ولي مثالها بسيار است.
    انجمن ما هر چند گاهي زمين يا ملكي را با مجوز مجمع ميفروشد و خرج امور جاري ميكند. چه اشكال دارد ملك بعدي كه نيت نامه خاصي ندارد را به وام جوانان اختصاص بدهد. درد جامعه در داشتن ملك و سالن بيشتر نيست، بلكه فرار مغزها و نااميدي جوانان است.

  6. جمشید گشتاسبی می گوید

    درود بر استاد سپهری ،
    به گمانم این محل ( قسمت نظرات سایت امرداد) جایی برای ایهام گویی نیست . ایهام گویی تفرقه بر انگیزو غرض ورزی است . زیرا افراد زیادی این مطالب را میخوانند و به اشتباه میفتند . بنابراین منظور شما از اسفندیار نیز اسفندیار اساطیری و پهلوان شاهنامه نیست و شخص حقیقی دیگری میباشد ؟
    درمورد دوم نیز اگر براستی شما آگاهیی درمورد بحث فروش دارایی ثابت توسط انجمن بصورت هرچند گاهی آنهم با مجوز مجمع و خرج کردآن را در امور جاری دارید اعلام کنید که کدام ملک و درکدام دوره بوده ؟

  7. مهران سپهري می گوید

    تو مو بيني و مجنون پيچش مو.
    تو ابرو، او اشارت هاي ابرو
    دوست گرامي، من تنها اشاره اي به واقعيت تلخ انجمن داشتم، وگرنه مثنوي هزار من كاغذ شود. قصد هم ندارم گفتگوي دو نفره ما به درازا بكشد. واقعيت اينكه 80% جامعه دقيقا مانند دوست خوش فكر آقاي شهرياري فكر ميكنند. در دوره هاي اخير هم، نه تنها مردم با انجمن آشتي نكردند، بلكه انجمن را كنار گذاشته و به فراموشي سپردند. 20% هم كه دلسوزترند و دست اندركارند، مثالهاي زيادي از نابخردي و ندانم كاري انجمن به شما خواهند گفت.
    در زمان اقتدار رستم و اسفنديار جامعه كه در يكي از دوره ها شما هم حضور داشتيد، 750 ميليون تومان براي ساخت طبقه دوم درمانگاه يگانگي از وزارت كشور گرفته شد و دقيقا خرج امور روزمره شد و بدهي براي نسلهاي بعد باقي ماند. فروش زمين همتي كرمان به انجمن محلي واگذار شد. پول دريافتي هيچوقت مشخص نشد كه كجا خرج شده؟ ميليون ها تومان هزينه دادگاه و وكيل عليه مرتاض در يزد شد. آنچه در نهايت حاصل شد، كمتر از نصف آنچه قبل از دادگاه از مذاكره ميتوانست بدست بيايد.
    مثالهاي خوب هم در انجمن وجود دارد. در زمان رياست دانشمند، كه من در كميسيون خدمات بودم، ده ها وام به دانشجويان داديم كه ميدانستيم اكثرا برنميگردانند. در دوره قبل به رياست شادروان آباديان، كه من به پاكي او قسم ميخورم، املاك انجمن با چنگ و دندان حفظ شد. در آن زمان، انجمن سپرده هاي ميليارد توماني داشت كه از بهره آن مخارج روزمره و كمك به افراد جامعه انجمن ميشد. آن سپرده هاي پشتوانه، اكنون به كسري بودجه انجمن بدل شده است.
    دوست من، شما از حسن و محمدجواد (اساطيري و شاهنامه اي نيستند) به عنوان “مثال مشابه مديران ارشد جامعه ما” تعريف ميكني كه شايد در ابتدا چند حركت خوب داشتند. ولي اكثريت مردم اكنون با شما همفكر نيستند.

  8. بابک شهریاری می گوید

    اساتید گرامی جناب سپهری و گشتاسبی ، موضوع پیشنهاد آن شخص و وام و‌‌‌… کلا یک تمثیل بود و هدف من نقل یک دیدار واقعی نبود. فکر میکردم مفاهیم دیگری را در نوشته خودم به خواننده منتقل کرده ام که ظاهرا اشتیاه تصور میکردم.
    با عرص معدرت از رستم و اسفندیار و اشکبوس و سایرین

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید