تارنمای خبری امرداد
امروز اشتاد ایزد بیست‌وششمین روز گاهشمار زرتشتی؛ 20 بهمن‌ماه خورشیدی

چنین روزی پادشاهی بهرام چهارم ساسانی نامور کرمان‌شاه

امروز فرخ روز اشتاد ایزد از ماه اسفند سال 3758 زرتشتی، چهارشنبه 20 اسفندماه 1399خورشیدی، 10 مارس 2021 میلادی

درپی درگذشت شاپور سوم، چنین روزی از ماه مارس سال 388 میلادی‌ (بیستم اسفند) بهرام برادر او و فرمانروای دیار کرمان، شاه ایران‌زمین شد و به شوند دلبستگی که به کرمان داشت در همه زندگانی فرانام (:لقب) «کرمان‌شاه» را برای خود نگه داشت. تاریخ‌نگاران رومی نیز در نوشته‌های خود او را «بهرام کرمان‌شاه» نوشته‌اند.

از کارهای مهم بهرام کرمانشاه امضای یک پیمان‌نامه‌ی صلح با امپراتوری روم است. این شاهِ ساسانی ایران به شوند آگاهی‌های فراوان از وضعیت سرزمین‌های آن سوی مرزهای شرقی ایران، استانداران استان‌های خاوری را از میان ارتشبدهای ارتش برگزید و کابُل را پایگاه سپاه سوم ایران قرارداد.
این اقدام بهرام کرمان‌شاه بدعتی شد که تا زمامداری خسروانوشیروان ادامه داشت. توسعه و به صورت شهر در آوردن کرمانشاه نیز در زمان این پادشاه (بهرام کرمان‌شاه) انجام شد که شهر به نام وی خوانده می شود.
بهرام چهارم یا ( وهرام چهارم) از ۳۸۸ تا سال ۳۹۹ میلادی، پادشاه ساسانی بود. وی پسر شاپور دوم بود که بعد از برادرش شاپور سوم بر تخت نشست و یازده سال پادشاهی کرد. چون در زمان پدر، والی کرمان بود، به بهرام «کرمان شاه» شناخته شده است.
پیش از به پادشاهی رسیدن بهرام چهارم، ایران و روم، ارمنستان را میان خود بخش کرده بودند که بخش شرقی آن سهم ایران شد و بخش غربی که کوچکتر بود به روم رسید اما در هر دو بخش شاهزادگان اشکانی همچنان فرمانروایان دست نشانده بودند. کشمکش‌ها در باب ارمنستان بین ایران و بیزانس از این پس هم بارها پدید آمد اما این بخش‌بندی تا پایان روزگار ساسانیان، بیش و کم، همچنان پابرجا ماند.
در زمان پادشاهی او، خسرو، والی ارمنستان ایران، به دست نشاندگی تئودوسیوس یکم شورشی شد. حکمران روم حکومت ارمنستان روم، را هم به او داد. بهرام چهارم سپاهی به ارمنستان فرستاد، خسرو را گرفتند و به ایران آوردند و در دژ فراموشی زندانی کردند و بهرام، شاپور، برادر خود را، بجای او گماشت.
در زمان بهرام چهارم، درباریان، به آسانی، اقتداری را که در روزگار شاپور دوم، از دست داده بودند، بچنگ آوردند. بسته شدن پیمان صلح با روم، به ناخرسندی آنها، از بهرام انجامید. در دنبال همین ناخرسندی نجیب‌زادگان بود که ناگهان بهرام، به دست بدخواهان کشته شد. بجای او پسرش یزدگرد یکم، به تخت پادشاهی نشست.

اشتاد روز و تازه ز گل بوستان

ای دوست می ستان ز کف دوستان

اشتاد یا ایزدبانو اشتاد، در اساطیر ایران نام یک ایزدبانو است که ایزد پایدار روز بیست‌و‌ششم هر ماه در گاهشمار زرتشتی نامیده می‌شود. اشتاد به چم «راستی و درستی» است. این ایزد راهنمای مینویان و جهانیان است.

واژه‌ی اشتاد از بنیان و نهان ارشتاد یا ارشتات بوده که در گذر زمان به اشتاد تبدیل شده‌ است. ارشتات به معنای راستی و درستی است و در یسنا ۱۶و همچنین در دو سی روزه‌ی کوچک و بزرگ، در ردیف سی فرشته‌ در پیوند با روزهای ماه به شمار آمده‌ است.

در آیین مزدیسنا بر این باور است که خداوند، زمین را در اشتاد روز آفرید. بنا به این روایت برخی اشتاد روز را، روزی خجسته دانسته‌اند.

اشتاد همچنین رهنمای مینویان و جهانیان شمرده شده و با دو ایزد دیگر، یعنی زامیاد (ایزد زمین) و رشن در پیوند ویژه‌ و نزدیک دارد و ایزد اشتاد همکار و یاور امشاسپند «امرداد» بوده و در اوستا به چم «کار و دادخواهی» هم آمده است.

زرتشت بهرام پژدو می‌سراید: «روانت باد ویژه جان و دل شاد / نگهدارت سروش و رشن و اشتاد

چهار روز در نزد زرتشتیان ارج بسیار ویژه‌ای دارد: مهر، آذر، ورهرام و اشتاد و برای هر یک از آن ها زیارتگاهی ساخته شده است. یکی از نیایشگاه‌های زرتشتیان کرمان، «شاه اشتاد ایزد» نام دارد. این زیارتگاه که در محله گَبر آباد در شمال شرقی شهر کرمان جای دارد، به این ایزد ویژه شده است. زرتشتیان روز اشتاد ایزد هر ماه در پیرانگاه ستی‌پیر در نزدیکی روستای زرتشتی‌نشین مریم‌آباد یزد به نیایش همگانی می‌پردازند.

اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

اسب، گاو و ستور به گشتن، هل تا به درستی آیی (بازگردی).

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

در (اشتاد) روز، اسب و گاو ستور / به گشتن افکنی مایه گیرند و زور

در بندهش پیرامون این ایزدان آمده است:

آن سه فره بر چینوت برایستند. آنجا که رشن، روان را آمار کند و اشتاد و زامیاد، روان را بر ترازو بگذارند.

 در شاهنامه آمده است:

«همه ساله ز اشتاد و از آسمان / تن و جانت با شادی و کامتان».

مسعود سعد سلمان گوید:

«اشتاد روز و تازه ز گل بوستان / ای دوست می ستان ز کف دوستان».

سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

اشتاد‌روز و تازه ز گل، بوستان

ای دوست می ستان ز کف دوستان

در بوستان نشین و می ‌لعل نوش

زیرا که سبز گشت همه بوستان

 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می‌نویسد:

«در این روز خداوند زمین را بیافرید». سفر کردن و خون گرفتن در این روز نیکوست.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید