تارنمای خبری امرداد
جشن شهریورگان فرخنده باد؛ 30 امردادماه خورشیدی

چنین روزی نیشابور پایتخت ایران باستان

امروز پیروز و فرخ شهریور امشاسپند و شهریورماه، فرخنده جشن شهریورگان شادباد، چهارم شهریورماه سال 3759 زرتشتی، شنبه 30 اَمُردادماه 1400 خورشیدی، اَمُرداد نماد جاودانگی و بی‌مرگی، 21 آگوست 2021 میلادی

چنین روزی 1580 سال پیش، 21 آگوست سال 441 میلادی، یزدگرد دوم شاه وقت ایران از دودمان ساسانی بر آن شد که برای نزدیک بودن به شمال خاوری کشور و جلوگیری از ورود بازمانده‌ی هون‌ها به فرارود (بخش شمال خاوری خراسان بزرگتر) برای کوتاه مدت، پایتخت را از تیسفون (نزدیک بغداد) به نیشابور (از شهرهای خراسان) جابجا کند.

یزدگرد دوم، شانزدهمین پادشاه ساسانیان 18 سال فرمانروایی کرد. وی در سال 438 میلادی پس از مرگ پدرش، بهرام پنجم (بهرام گور)، شاه شده بود. همین هون‌های رانده شده به اروپا، کشور هونگری (هنگری – مجارستان) را به وجود آوردند که «آتیلا» یکی از رهبرانشان بود. هون‌ها قومی کوچ‌نشین بودند که در سده‌های چهارم و ششم میلادی در آسیای میانه ، قفقاز و اروپای شرقی زندگی می‌کردند. آن‌ها نزدیک به ۳۵۰ پس از میلاد به مرزهای خاوری ایران یورش بردند ولی لشکر ایران زیر پوشش شاهنشاهی شاهپور دوم از ورود آن‌ها به مرزهای ایران جلوگیری کرد. گروه‌ها و قبیله‌هایی از ترکان حتا پیش از سده پنجم میلادی به مرزهای شرقی و نیز شمالی دولت ساسانی در قفقاز رسیده بوده‌اند. بعدها هون‌ها به رهبری شاه خود گرومبات به لشکر ایران پیوستند و در لشکرکشی شاهپور دوم به بخش زیر چیرگی رومیان در میان‌رودان او را همراهی کردند.
نیشابور در درازای تاریخ یکی از بزرگترین مراکز دانش و زادگاه بسیاری از دانشمندان، شاعران، صوفیان و بزرگان بوده‌است، و به عنوان نمادی از تاریخ و فرهنگ ایران به شمار می‌رود. این شهر در دوره ساسانیان، نزدیک به دهه‌های میانی سده‌ی سوم میلادی به دستور شاهپور یکم بنیاد شده‌است. رَئِوَنْت [Raēvant]؛ نام مزدیسنایی بوم نیشابور؛ نام این دیار در اوستا دیرین‌ترین نام تاریخی است که بر پهنه‌ی جغرافیایی نیشابور،گذاشته شده است. رئونت، به چم (:معنی) دارنده جلال و شکوه و فروغ است. برخی تاریخ‌نگاران دیرینگی این شهر را پیش از شاهپور یکم می‌دانند، به هر روی، نیشابور در دوره فرمانروایی شاهپور یکم به تاریخ پیوند می‌خورد. شهرهای بزرگ و شناخته شده‌ی دیگر خراسان آن زمان، سمرقند، بخارا، مرو، خجند، بلخ و هرات بودند.

سی‌اُم امردادماه، جشن شهریورگان، شهریاری آرمانی، شهریور روز از شهریور ماه، همایون باد.

کسانی که از نیروی شهریوری و نیک‌اندیشی و راستی برخوردار باشند، در انتخاب راه نیک کام‌روا هستند.

در گاهشمار زرتشتی روز چهارم هر ماه شهریور نامیده می‌شود و برابر آیین، هرگاه نام روز و نام ماه برابر می‌شد آن روز را جشن برپا می‌کردند و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورا مزدا می‌پرداختند. برابری روز شهریور با نام شهریورماه در گاهشمار زرتشتی را شهریورگان می‌نامیدند. جشن شهریورگان، شهریور روز از شهریور ماه که روز سی ام امردادماه و به نام امشاسپند توانای “خْـشَـتْـرَه ‌وَئیریَـه” به معنی کشور آسمانی یا شهریاری آرمانی و شایسته است.

ابوریحان بیرونی، در آثارالباقیه در باره‌ی این جشن کهنسال ایرانی می‌گوید: “شهریور ماه که روز چهارم آن شهریور روز است و به مناسبت برابری دو نام روز و ماه جشن می‌گیرند، آن جشن را شهریورگان گویند . چم (معنی) شهریور دوستی و آرزوست.

خشَتَره وییریه یا شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی»، نام سومین امشاسپند است. این امشاسپند نشان از پیروزی دارد، زیرا وظیفه‌ی اصلی او پاسداری از فلزات است.

خشَترا در اوستا نام سومین فروزه اهورامزدا از گروه امشاسپندان است. خشَتَره وییریه یا شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی»، نام سومین امشاسپند است. این امشاسپند نشان از پیروزی دارد، زیرا وظیفه‌ی اصلی او پاسداری از فلزات است. در اوستا نماد توانمندی و فر و شکوه پادشاهی اهورامزدا است. نگهبانی توپال‌ها (فلزات) بر روی زمین به او سپرده شده است.

شهریور (امشاسپند)، خَشَتَرَه وَیریَه نام یکی از امشاسپندان زرتشتی است. در اوستا «خشَثرَ وَیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در فارسی «شَهریوَر» یا «شَهریَر» است. بخش نخست این واژه به چم (:معنای) شهریاری و شهر است (مراد از شهر، همانا کشور است، چنان‌که سرزمین ایران را، ایران شهر می‌نامیدند) بخش دوم این واژه، یعنی «ویریه»، فروزه (:صفت) و به چم مورد پسند است. بر این اساس، خشتره‌ویریه، به معنای آرمان‌شهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینُوی آرمانی است. در اساطیر زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان‌روایی اهورا مزدا و نگاهبان فلزها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر مستمندان است.

در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از قانون اشا ( هنجار هستی ) بر می خیزد و همه جهان را در بر می گیرد. در این روز نیکوست به خواستگاری رفتن و زن خواستن.

در بندهش که از نامه های کهن ایرانی است از دیوی بنام سئورو یاد شده که دیو آشوب و تباهی است و از دشمنان و هماوردان خشَتریور می باشد، از سوی دیگر ایزدانی مانند ایزد خور، ایزد مهر و ایزد آسمان از یاران و همکاران او هستند.

مسعود سعد سلمان می‌سراید:

«ای تنت را ز نیکویی زیور / شهره روزی ست روز شهریور».

چکامه از «مسعود سعد سلمان»

شهریور است و گیتی از عدل شهریار

شاد است، خیز و مایه شادی به من بیآر

باده شناس، مایه شادی و خرمی

بی باده هیچ جان نشد از مایه شاد خوار

سروده‌ی مسعود سعد سلمان، بر پایه‌ی کتاب بندهش

این تنت را ز نیکویی زیور

شهره روزی است روز شهریور

تا به اقبال شهریار جهان

بگذرانیم جان به لهو و بطر

اندرزنامه آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم)

خوش باش

اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در سروده‌ی استاد ملک‌الشعرای بهار:

به (شهریور) اندر شوی شادخوار/ کنی در (سپندارمز) کشت و کار

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید