یک یادداشت نوشته داریوش مهرشاهی

پیر سبز و دیرینگی تاریخی آن

منظره پیرسبز در دامنه کوه چک چک خرداد ۱۳۸۹ خورشیدی
منظره پیرسبز در دامنه کوه چک‌چک خورداد ۱۳۸۹ خورشیدی

۲۴ خورداد ۱۳۸۹ بود که با محبت دوستی خانوادگی راهی دیدار پیر سبز شدیم. بیشتر راه از یزد تا نزدیکی رودخانه پیرسبز آسفالت شده بود و دیگر از خاک و گرد و غبار قدیم خبری نبود. جابه‌جایی بارها و بالا رفتن از پله‌ها و خیله‌ای یافتن برای چند تنی که برای یک عصر تا شب مهمان پیر بودیم، چندان مشکل نبود؛ گرچه هر ده پانزده پله باید می‌ایستادم تا نفسی تازه شود.

در این دیدار، دوستانی را پس از چند سال دیدم و با برخی از بستگان نیز پس از مدت‌ها برخوردی خوشحال‌کننده داشتیم. در این سفر، به پای پیر که رسیدم، یکی از جوانان قدیم درباره سرگذشت و سابقه تاریخی این پیرانگاه‌ها پرسید که من هم آنچه یادم بود گفتم؛ ولی برایم پرسشی پیش آمده بود که جدا از چرایی پیدایش این پیرانگاه‌ها، سابقه تاریخی و دیرینگی آنها چگونه بوده است؟ به عبارتی، چنین دیدارها و دیدارگاه‌هایی از چه تاریخی شکل گرفته‌اند و چرا؟

از آن زمان، گاه و بی‌گاه از دوستان و به‌ویژه آگاهان جامعه و موبدان گرامی که می‌پرسیدم، دورانی در گرد و غبار تاریخ را نشان می‌دادند و به بیش از هزار سال و حتی بیشتر اشاره داشتند، بدون این که سندی در دست داشته باشند.

در اینجا می‌خواهم اشاره کنم به جست‌وجوی کوتاهی که انجام دادم برای یافتن سندی یا اسنادی کتبی در اشاره به دیرینگی این مراسم در چنین زیارتگاه‌هایی.

برای این کار ابتدا در اینترنت جست‌وجو کردم که شوربختانه به مطلب جالب توجهی دست نیافتم؛ به جز این که به حالتی مختصر به پژوهش‌های ایران‌شناس برجسته انگلیسی، مری بویس (Mary Boyce)، اشاره شده بود که در کتابی به نام «زرتشتیان، باورها و آداب مذهبی آنها» درباره آیین‌ها و مراسم دینی و آتشکده‌ها توضیحاتی داده و به زیارتگاه‌ها اشاره کرده است.

هنگامی که به برگردان فارسی این کتاب(1) مراجعه کردم، در برخی از صفحه‌ها از زیارتگاه‌های ویژه پارتی و ساسانی به گونه کلی، مانند پیر و علل پیدایش آن، اشاره کرده بود. در صفحه ۱۹۶ هم به طور گذرا یادی از زیارتگاه بانو پارس کرده بود و به یک زیارتگاه دیگر از ایزد مهر نیز اشاره شده بود. خلاصه این که در جست‌وجوی اینترنتی نتوانستم مطلب ویژه‌ای از نظر قدیمی‌ترین سند کتبی درباره زیارتگاه پیر سبز بیابم.

در ادامه به کتاب ارزشمند روانشاد رشید شهمردان به نام «پرستشگاه‌های زرتشتیان» که به بسیاری از آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های مهم زرتشتیان پرداخته است مراجعه کردم. در این کتاب، دیرینگی زیارتگاه‌ها تا دوره قاجار قابل پیگیری است و البته بسیاری از زیارتگاه‌ها و آتشکده‌های باستانی و تاریخی ایران بزرگ نیز نام برده شده‌اند. گردآوری مجموعه این زیارتگاه‌ها و آتشکده‌ها در یک کتاب کوچک سیصد صفحه‌ای، کاری سترگ بوده که به وسیله استاد شهمردان انجام شده است؛ روانش شاد باد.

در همین کتاب بود که در صفحه ۱۶۴ به موضوع پیر سبز و قصه آن برخوردم و در ادامه آن از کتابی به نام «تاریخ جامع مفیدی» (در صفحه ۱۶۵ کتاب شهمردان) یاد شده بود که در هند به چاپ رسیده بود.

شهمردان در اینجا چنین آورده است که: «آنچه را در هند، صاحب جامع مفیدی در جلد سوم کتاب خویش، صفحه ۸۲۸، آورده است، در اینجا نقل می‌کنیم تا مشتاقان بدانند که شهرت این پیر (پیر سبز) سیصد سال پیش تا هند هم رسیده بوده است» (شهمردان، ص ۱۶۵، با کمی ویراست).

دقت نظر روانشاد شهمردان چنان بوده است که در گزارش از اصل کتاب، صفحه آن را به همراه عنوان آن آورده است که این کار، جوینده را برای دنبال کردن موضوع آسان‌تر می‌سازد.

من با کمک یک کتابخانه دیجیتالی توانستم کتاب «جامع مفیدی» از محمد مفید مستوفی (بافقی) را بیابم و در صفحه ۸۲۸ این کتاب، نوشته‌ای کوتاه ولی چشمگیر درباره پیر سبز آمده بود که متن ویراست‌شده و ساده آن را در اینجا می‌آورم:

«… در نزدیکی روستای خرانق، کوهی است بسیار بلند که عقاب به سختی یارای پرواز تا قله آن را دارد (!) و در کمرکش آن کوه پرشکوه، صفه (ایوان)‌ی بسیار گسترده و بلند به نیروی یزدان ساخته شده و از سقف این کوه قطره‌های آب به سختی و کندی فرو می‌ریزند. عجب آن که اگر یک تن به آنجا رسد، این آب برایش بس است و اگر صد تن برسند هم برایشان بیشتر می‌شود. و حتی گاهی چنان باشد که پانصد تن با گله گوسفند و بز از آنجا بگذرند و به قدرت خداوندی چنان آب زیاد شود که همگی سیراب شوند. و جالب این که پس از رفتن این جمع بزرگ، باز چکه‌های آب به همان مقدار پیش باز می‌گردد.

مردم خطه دلگشای یزد این مکان را کوه چکچکو نامند و زرتشتیان (مجوس در اینجا آمده) آن مکان را بسیار سپندینه دانند و سالی یک بار در زمانی مشخص، با زنان و دختران نیکوروی، شیرین‌گوی و خوش‌آواز در آنجا گرد می‌آیند. زرتشتیان در این مکان قربانی کنند و جشن‌ها و شادی‌ها نمایند و پس از این مراسم به خانه و کاشانه خویش باز گردند» (جامع مفیدی، جلد سوم، ص ۸۲۸ و ۸۲۹).

با توجه به این نوشته و دیرینگی آن که به بیش از ۳۶۰ سال پیش می‌رسد، شاید بتوان کتاب جامع مفیدی بافقی را قدیمی‌ترین سند منتشرشده درباره تاریخچه پیرسبز دانست. به این حساب، اگر باور داشته باشیم که مکان و مراسم دیداری آیینی و اجتماعی در میان زرتشتیان با دین و آیین باستانی، یکباره و یک‌شبه ساخته نمی‌شود، می‌توان پنداشت که سرگذشت پیرسبز و نیز بیشتر زیارتگاه‌های دیگر زرتشتی نیز سابقه‌ای بسیار بیش از این چهار سده دارند.

اما درباره چرایی پیدایش چنین دیدارگاه‌های ویژه‌ای، نوشته‌های گوناگونی منتشر شده است که به آنها در نوشتاری دیگر و فرصتی دیگر خواهم پرداخت.

داریوش مهرشاهی (۲۴خرداد ۱۴۰۵ اشتاد روز)

[1] زردشتیان؛ باورها و آداب دینی آن ها: مری بویس. برگردان به فارسی از عسکر بهرامی، نشر ققنوس تهران، ویراست دوم، چاپ نهم، ۱۳۸۶، ۲۸۷ ص.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *