آیین بهی یکی از کهنترین ادیان جهان است که پیروان آن از دیرباز در فلات ایران، بهویژه در اقلیم گرم و خشک ایران مرکزی، سکونت داشتهاند. زیارتگاههای زرتشتیان نه تنها مراکز مذهبی، بلکه نماد هویت فرهنگی و تاریخی این جامعه محسوب میشوند و وجود زیارتگاهها و اماکن مقدس در مناطق کوهستانی و کویری، بیانگر پیوند عمیق و ناگسستنی میان طبیعت و معنویت در نزد زرتشتیان است.
بارندگی اندک و نامنظم، تابستانهای بسیار گرم و زمستانهای بسیار سرد، رطوبت پایین هوا، پوشش گیاهی محدود و وجود کوهستانهای پراکنده در میان دشتهای کویری، تماما بیانگر اهمیت ویژه منابع آبی و تقدس عنصر آب در فرهنگ زرتشتی است. احترام به طبیعت، سازندگی، آبادانی و مدیریت منابع (بهخصوص منابع آبی)، همانند جشنهای آیینی، جزیی جداییناپذیر از آیین بهی است. گستردگی و پراکندگی زیارتگاهها و آرامگاههای همکیشان زرتشتی در محیطها و مناطق کمآب، میتواند یکی از عوامل پراهمیت در لزوم حفظ منابع آبی به شمار رود.
گونههای گیاهی مشاهدهشده در بیشتر زیارتگاهها، آرامگاهها و بسیاری از کوشکها، همچون درختان عرعر، زیتون تلخ و اکالیپتوس که از گونههای مهاجم و غیربومی ایران به شمار میروند، میهمانان ناخوانده و درازریشهای هستند که قابلیت جذب و دریافت آب از عمیقترین منابع آبی را داشته و پس از گذشت مدتی از کاشت و ورودشان به منطقه جدید، با غلبه بر گونههای بومی و در رقابت بر سر قلمرو زیستی و منابع غذایی، نور و آب، باعث کاهش جمعیت و یا انقراض بسیاری از گونههای بومی و سازگار با محیط، همچون سرو، مورد، سداب و افدرین یا افدرا میگردند.
این گونههای مهاجم نهایتا با تکثیر بیرویه خود، منابع آبی را با بحران و کمآبی شدید مواجه ساخته، بهگونهای که دیگر جایی را برای رشد، تکثیر و یا مقاومت گیاهان بومی باقی نمیگذارند.
نظم طبیعی و تعامل موجود در پوشش گیاهان بومی هر منطقه، حاصل هزاران سال همزیستی و سازگاری طبیعی گیاهان بومی با منابع آبی موجود هر منطقه است و شوربختانه آنچه را که در زیارتگاههای خود شاهد هستیم، کاشت ناآگاهانه این دست از گونههای مهاجم و غیربومی بوده که با تصور مقاومت محیطی و سرسبزی دایمی این گونههای مهاجم، چرخه نظم طبیعی و محیط گیاهان بومی خود را دچار اخلال و دگرگونی زیستی نمودهایم و در نتیجه آن، کمآبی و حذف تدریجی گیاهان بومی خود را به نظاره نشستهایم.
نگاهی دوباره به بازیابی و گسترش گونههای گیاهی بومی میتواند در بازسازی و بازگرداندن نظم این چرخه طبیعی، سازگار و همگون با محیط و همچنین حفظ و پاسداشت هویت و نمادهای آیینی، بسیار کارآمد و موثر باشد.
گونههای گیاهی
سرو:
سرو با خاستگاه مناطق مدیترانهای و غرب آسیا و سازگار با اقلیم ایران، در هویت آیینی نیز به عنوان یکی از شناختهشدهترین درختان همیشهسبز جهان که به واسطه شکل کشیده و قامت راست خود نمادی از پایداری، آزادگی و جاودانگی محسوب میشود، شناخته شده است. از آنجایی که در دین بهی، طبیعت آفریده اهورامزدا و دارای قداست بوده و درخت سرو نیز به دلیل سبز ماندن در تمام فصول، نماد پیروزی زندگی بر مرگ و جلوهای از نظم اهورایی است. سرو کاشمر که به دست اشوزرتشت اسپنتمان کاشته شده، نشانه اهمیت و نگاه ویژه آیینی به این درخت است. استمرار حضور سرو در ادبیات، هنر و سنتهای ایران از دیرباز تا کنون، گواه ماندگاری این نماد کهن در حافظه تاریخی ایران است.
مورد:
یکی از گیاهان همیشهسبز است که به دلیل عطر خوش و دوام برگها، نماد پاکی، جاودانگی و باروری بوده و جایگاه مقدسی در فرهنگ ایران باستان و به ویژه دین زرتشتی دارد. در کنار درخت سرو و برخی از گیاهان معطر، نماد پاکی و نظم اهورایی تلقی شده و استفاده از برگ آن در کنار آتش مقدس در مراسم نیایشی، نشانه احترام به نیروی مقدس طبیعت و جلوهای از پیوند انسان با جهان مینوی به شمار میرود. همچنین در مراسم ازدواج، تزیین مکانهای مقدس، مراسم استقبال از بهار، آیینهای تعطیر و پاکسازی و نیز مراسم سوگواری و یاد درگذشتگان کاربرد دارد.
سداب:
گیاهی چندساله، معطر و با خاصیت دارویی است که در برخی از آیینهای مردمی برای دفع چشمزخم و نیروهای منفی مورد استفاده قرار میگرفته است. در مطالعات مردمشناسی، سداب دارای مفاهیم نمادین حفاظت، پاکسازی، سلامت و برکت بوده است. استمرار حضور آن در آیینها و سنتهای مردمی، نشاندهنده اهمیت عمیق این گیاه در حافظه فرهنگی و هویت اجتماعی جوامع سنتی است.
بدانیم پاسداری و گسترش گیاهان مقدس در فرهنگ بهی، تنها حفظ یک گونه طبیعی نیست، بلکه زنده نگهداشتن پیوند دیرینه انسان با اشا، پاکی و فروغ زندگی است؛ پیوندی که در هر برگ سبز، پیام احترام به آفرینش و مسوولیت انسان در برابر هستی را بازگو میکند.
دکتر رهام نوشیروانی
مهندس رامتین هوشنگی

فرتور رسیده است.
