سیامین جام جانباختگان، با تمام خوبیها و نیکیها، با تمام حرفها و حاشیهها و با همه کاستیها و نابسامانیها به پایان رسید و مرا واداشت تا جملهای را که یک نوجوان دوازدهساله سه هفته پیش از جام، در پاسخ به اینکه توان نوشتن برنامه رایانهای را ندارد، گفت: «من یک انسانم، پس میتوانم»، برای این رویداد در نظر بگیرم و خودباوریهایی را که دیدم و توانایی انسان را نشان میدهد، بیان نمایم و نیز همان انسان را از بُعد دیگر، که توانایی رفتارهای ناشایست را دارد، بازگو کنم. شاید این درد دل، راهگشای آینده باشد؛ زیرا گذشته را نمیتوان تغییر داد، ولی میتوان از آن پند گرفت و با آن آینده را ساخت.
آری، انسان میتواند در طی پنج شبانهروز، تنها ده ساعت و آن هم در شرایطی که هیچ امکاناتی ندارد، بخوابد و باز سرحال و سرزنده وظایف خویش را در قبال جام جانباختگان به انجام رساند؛ زیرا به این باور رسیده است که او میتواند.
انسان میتواند به بهانه نامناسب بودن وضعیت خوابگاه، به زمین و زمان ناسزا بگوید و دیگران را مقصر بداند و هم او میتواند در همان خوابگاه نامناسب، رفتارهایی از خود نشان دهد که شرم از بیان آنها بازمیدارد.
انسان میتواند دانشجویی در رشتهای انسانی باشد، ولی به این باور رسیده باشد که میتواند به دیگران کمک کند و با گذراندن دوره کمکهای اولیه، بهتر از یک پزشک نیز به مداوای مصدومان بپردازد.
انسان میتواند به بهانه اخم کردن بازیکن تیم مقابل، به عمد ساق پای او را نشانه رود تا بلکه انگیزهای برای بودن کادر پزشکی در جام باشد.
انسان میتواند همانند تنها شرکتکننده از دورترین شهر ایران باشد که بگوید: «من کارمند نیروگاه زاهدان، دانشجوی تربیت بدنی، هموند انجمن زاهدانی که تنها ۹ خانوار دارد، آموزگار دینی و … هستم؛ آمدهام تا بگویم من هستم، پس میتوانم.»
انسان میتواند امکانات فراوانی در محله خود داشته باشد و بدون بهرهگیری از آنها به مسخرگی و لودگی بپردازد و به جای ورزش، به افیون پناه ببرد.
انسان میتواند مانند نهالی پیشدبستانی باشد که در پاسخ تماشاچی بگوید: «نه تنها میبازیم، بلکه سوراخسوراخ هم میشویم، ولی با این وجود بازی میکنیم» و همان کودک در پاسخ به این پرسش که چرا شرکت کردهای، بگوید: «آمدهام تا یاد بگیرم که سال آینده چگونه با تمرین بیشتر، تیمی بهتر داشته باشیم.»
انسان میتواند جوانی برومند باشد که در پاسخ به تشویق تماشاچی مخالف، بطری آب را به سوی او پرتاب کند تا شاید با شکستن سر و صورتی، عقده عقب افتادن از تیم رقیب را خالی نماید.
انسان میتواند مصرفکننده روزانه چند نخ سیگار باشد، ولی با ورود به مجموعه ورزشی لب به سیگار نزند و مکان ورزش را فراتر از لذتی احتمالی بداند.
انسان میتواند آنقدر از فروشگاه مجاور مجموعه چیپس و ماست بخرد که فروشنده بگوید: «عجب … خوری!» و همان انسان میتواند به میزانی … بنوشد که بیهوش شده و با برانکاردی که برای مصدومان است، به درمانگاه منتقل شود.
انسان میتواند بزرگمنشی باشد که دهش کند، بیآنکه نامی از وی برده شود.
انسان میتواند کوتهنظری باشد که هر کار کرده و ناکردهای را در بوق و کرنا نماید.
آری، انسان میتواند بر پایه اختیار خویش گزینش کند که به خودباوری، پویایی، سرزندگی و شادی دست یابد یا به واپسگرایی، خمودگی، ناشادی و نازندگی. این انتخاب انسان است که بر اساس قانون هستی، بازتاب خویش را برای وی به ارمغان میآورد.
حال برای من و شما پرسش این است:
«منِ انسان میتوانم چه چیز را انتخاب نمایم؟»
تیر ایزد و امردادماه ۳۷۴۸ زرتشتی
موبد دکتر مهراب وحیدی
امرداد مشتاق دریافت و انتشار یادهای شما از جام جانباختگان است. ۰۹۱۹۸۰۴۰۵۹۳ (پیامگیر امرداد در شبکههای اجتماعی)
