تارنمای خبری امرداد
گزارشی از کنسرت آنلاین کیوان ساکت و وحید تاج

باران تو ببار! پیشکش به خاک پاک وطن

در روزهای کرونا، تالار وحدت که هنگام اجراها آکنده از جمعیت بود، برای بار دوم کنسرتی بدون تماشاگر را تجربه کرد و هنرمندان روی صحنه به جای روبه‌روی تماشگران جای گرفتن، تنها در برابر دوربین‌ها و صندلی‌های خالی نشسته بودند. 

به گزارش خبرگزاری ایسنا، کنسرت آنلاین کیوان ساکت و وحید تاج با همراهی گروه نوازندگان وزیری، شامگاه شنبه (۳۰ فروردین ماه) در میان صندلی‌های خالی تالار وحدت به شیوه‌ی زنده پخش شد. هر بار با اجرای یک قطعه سکوت می‌شد بی آنکه خبری از تشویق تماشاگران باشد.

محمد دلنوازی (عود)، سروش عازمی‌خواه (پیانو)، اشکان مرادی (کمانچه)، علی فربدنیا (نی)، یحیی علوی (سنتور)، مهدی غلامی (دف و بندیر)، سیاوش ساکت (سازهای کوبه‌ای)، سالار زمانیان (تار) و کیارش ساکت (شورانگیز) این اجرای آنلاین را برگزار کردند.

موج گرمای مردم را حس می کنیم

پیش از آغاز کنسرت، کیوان ساکت گفت: «به دلیل شیوع بیماری کرونا مردم نتوانستند به سالن‌های کنسرت برای تماشای اجراهای ما بیایند. ولی اکنون خوشحالم که با کمک تکنولوژی توانستیم به حضور آن‌ها برویم؛ هر چند که آن‌ها اینجا نیستند ولی موج گرمشان را احساس خواهیم کرد. درست است که ما نمی‌توانیم مردم را ببینیم ولی به جای این که تنها ۱۰۰۰ نفر اجرای ما را تماشا کنند، ممکن است تعداد خیلی بیشتری به تماشای این کنسرت بنشینند؛ افرادی که به هر دلیل شاید امکان شرکت در این کنسرت‌ها را نداشته باشند».

وحید تاج نیز گفت: «اعضای گروه وزیری سال‌ها است در کنار هم کار می‌کنند. نام این گروه به اسم بزرگمردی همچون استاد علی‌نقی وزیری ثبت شده است. البته این که اکنون در سالنی بدون تماشاگر قرار داریم تقریبا عجیب است و تا به حال هیچ وقت تالار وحدت را تا این حد سوت و کور ندیده‌ایم و همیشه مملو از تماشاگران بوده است ولی به قول آقای ساکت مخاطبان می‌توانند انرژی خود را از خانه‌هایشان در سراسر کشور به ما منتقل کنند».

آوای ساز در تالاری خالی

پس از اینکه هنرمندان در جایگاه خود جای گرفتند، دوربین روبه‌روی کیوان ساکت ایستاد که در حال نواختن سه تار با ریتمی ملایم بود. افزون‌بر آن نماهایی از تالار وحدتی که خالی از تماشاچی بود به تصویر کشیده می‌شد.

آوای زیبا و دلنشین سه‌تار در تالار پخش می‌شد. آرامش موسیقی ایرانی انسان را برای لحظاتی هم که شده از آشوب ذهنی این روزها دور می‌ساخت.

قطعه‌ای که ساکت می‌نواخت، تنظیمی گوناگون داشت؛ به گونه‌ای که هر لحظه ریتم و آوایی جدید پدید می‌آورد و به تنهایی می‌توانست ذهن شنونده را با خود همراه کند.

این بار نوازندگان ارکستر در کنار یکدیگر جای گرفته و با ریتمی تند آغاز به نواختن کردند. ریتم در جاهایی کمی فرو آمده و دوباره اوج می‌گرفت. این روند برای لحظه هایی ادامه داشت تا این که صدای تار ساکت با آوای بیشتری شنیده می‌شد. ارکستر باز هم ریتم پیشین را در پیش گرفت. در میان سازها نوازنده پیانو هم همراهی می‌کرد.

قطعه بعد با ریتمی ملایم‌تر آغاز شده و این بار خواننده به کار افزوده شد و شعر معروف «دلا دیدی» را از هوشنگ ابتهاج می‌خواند: «دلا دیدی که خورشید از شب سرد/ چو آتش سر ز خاکستر برآورد». این قطعه ریتمی کم و بیش یکسان داشت و فراز و نشیب ویژه‌ای در آن به چشم نمی‌خورد.

ساکت بار دیگر فرمان آغاز قطعه ی دیگر را داد و ارکستر با ریتمی تند آغاز به کار کرد که البته در ابتدای کار توقف‌هایی کوتاه داشت که ریتم هم چنان پس از آن تغییر می‌کرد.

آغاز قطعه ی پس از آن نیز با تار نوازی ساکت بود که پس از لحظه‌هایی تنها آوای سوزناک نی به گوش می‌رسید.

قطعه دیگر نیز شعر پرشور هوشنگ ابتهاج درباره‌ی وطن بود که ریتمی سوزناک داشت. «خسته و دور از او/ سینه پر شور از او/ قاصد آرزو خاک وطن کو؟/ آه ز بیگانگی! داد ز آوارگی! خاک پاک وطنم ایران من…».

بخش دیگر، پس از هم‌نوازی ارکستر، با تک‌نوازی عود آغاز و در ادامه آوای آشنایی دیگر توسط ارکستر اجرا شد.

پس از دقیقه‌هایی تک‌نوازی سنتور و هم‌نوازی ارکستر با شور و حالی زیبا، باز هم نوبت به ساکت رسید و برای لحظاتی آغاز به تک‌نوازی کرد و پس از آن سازهای ارکستر باز هم با هم ترکیب شده و خواننده برای واپسین‌بار باز هم دوباره برای میهن خواند و خواستار رفغ بلا شد: «باران تو ببار، مگر تو بشویی سیاهی از همه جا را».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید