تارنمای خبری امرداد
به بهانه‌ی شانزدهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد موبد خدابخش یزدانی

یادی از استاد خدابخش، بزرگ‌مرد گات‌ها و شاهنامه

راه با پیمودن پدید می‌آید. با پیمودن است که راه را می‌سازی و اگر واپس بنگری، هر آن چه می‌بینی ، تنها نشان از گام‌هایی است که پیموده‌ای. در پهنه‌ی روزگار کسانی هستند که گام‌هایشان همواره ماندگار می‌ماند. اینان به همگان یاد دادند که با سخت‌کوشی و پشتکار می‌توان راهی را پدید آورد. امروز هفتم مهرماه یاد بهشتی‌روان موبد خدابخش یزدانی را در شانزدهمین سالگرد درگذشتش گرامی می‌داریم. موبد خدابخش فرزند بانو فیروز و گشتاسب یزدانی در 82 سال زندگی پربار فرهنگی خویش یاد و خاطره‌ی نیکی از خود به جا گذاشت.

یادداشتی در نکوداشت یاد آن انوشه‌روان با عنوان «یادی از استاد خدابخش، بزرگ‌مرد گات‌ها و شاهنامه» به قلم سروش مالی از یزد، مهرماه 1384 در شماره 122 هفته‌نامه‌ی امرداد به چاپ رسید؛ این نوشته را در ادامه می‌خوانیم:

روانشاد استاد خدابخش در سال 1302 خورشیدی در روستای اله‌آباد زاده شد، دوران کودکی و دبستان خود را در زادگاهش سپری کرد و دوش‌به‌دوش پدرش به کار کشاورزی پرداخت، در آن زمان انجمن اکابر مدرسه‌ای را در اله‌آباد یزد تاسیس نموده بودند، ایشان را سرپرست و مدرس آن مدرسه کردند. مهارت و سخت‌کوشی ایشان کار را به جایی رساند که از نواحی اطراف اله‌آباد، زارچ و حومه مسلمانان هم برای فراگیری علم و دانش به این مدرسه می‌آمدند، از آن زمان بود که نام استاد بر این مرد فرهیخته گذاشتند. هم اکنون بیشتر مسلمانان روستاهای اطراف می‌گویند ما هرچه یاد گرفتیم از استاد خدابخش است، استاد حتا کتاب قرآن را تدریس می‌کرد و به آنها یاد می‌داد، سرانجام وی پس از چهل سال شغل معلمی در سال 1359 به افتخار بازنشستگی نایل آمد، پس به تدریس متون دینی و اوستا در کلاس‌های مدرسه دینیاری یزد پرداخت، مدرک موبدی را از کنکاش موبدان تهران در یزد دریافت کرد. درحالی که خود معلم موبدان و موبدیاران یزد بود مدت‌ها هوشت1 مریم‌آباد و سایر نواحی استان یزد را به عهده داشت. برای اولین بار در مریم‌آباد یزد کلاس گات‌هاخوانی را رواج داد و شاگردان او چند دوره در مسابقات مانتره تهران ممتاز شناخته شدند. هرسال از طرف کانون دانشجویان زرتشتی داوری مسابقات گات‌ها را در تهران به عهده داشت، این استاد بزرگوار در بهمن‌ماه 1366 خورشیدی برای اولین بار در استان یزد کلاس شاهنامه‌خوانی را در مریم‌آباد با 65 نفر از جوانان و میانسالان و حتا پیرمردان تشکیل داد که از سایر محله‌های زرتشتی‌نشین یزد هم در این کلاس شرکت می‌کردند و مدت 10 سال‌واندی دیوان کامل شاهنامه فردوسی و حتا ملحقات آن را از اول تا آخر سطربه‌سطر و کلمه‌به‌کلمه معنی و تفسیر می‌نمود که در نوع خود کم‌نظیر و حتا بی‌نظیر است من که خود یکی از شاگردان ایشان بودم هرهفته در ساعت معین در کلاس حاضر و کسب فیض می‌نمودم، فقط باعث تاسف است که از 65 نفر شرکت کنندگان دراین مدت ده سال نوجوانان و جوانان هربار تعدادشان کم شد تا اعضای کلاس به 15 نفر رسید که تمامی آنها سالمندان و میانسالان بودند این امر به راستی برای جوانان یک نوع فاجعه است، شایسته است روزنامه امرداد بیشتر به روی جوانان تاکید کند و آنها را به خواندن شاهنامه و ادبیات ملی و میهنی تشویق و ترغیب نماید.
شاهنامه سند زنده ملی و دینی ماست باید به آن ارج بنهیم و آنرا گرامی داریم و در گسترش و ترویج آن بکوشیم، شاهنامه به زنان پارسا و نیکوکار و رزمنده ارج می‌نهد و از آنها یاد می‌کند مانند گردآفرید، رودابه، منیژه، تهمینه، جریره، سپیدوند و بر زنان ناشایست مانند سودابه که باعث مرگ و دربه دری سیاوش گردیده نفرین می‌فرستد.
کلیات شاهنامه یکدست فارسی است، فارسی سره، پهلوی و حتا متون اوستایی، در لابلای کتاب قطور شاهنامه از استاد آموختیم که از شصت هزار بیت شاهنامه فقط نیم مصرع آن نقطه ندارد و بقیه آن منقوط می‌باشد و آن نیم مصرع در این بیت است که:
چنین گفت کای جفت قیصر نژاد/مرا داور دادگر داد داد
در کلاس استاد، بارها بر سر یک مصرع شعر حتا کار به مجادله ادبی می‌کشید و از بزرگان شاهنامه‌خوان و حتا استادان دانشگاه یزد سووال و پرسش می‌شد تا جواب قانع‌کننده آن سطر شعر را فراگیریم. بیاد دارم یکی از شاگردان 40 ساله آن استاد آقای کیخسرو ماوندادی باندازه‌ای به شاهنامه علاقه داشت که هرهفته از قاسم‌آباد چه زمستان و چه تابستان به کلاس می‌آمد تا از محضر استاد خدابخش که معنی شاهنامه را واقعاً شیرین ادا می‌کرد کسب فیض نماید در اثر تصادف با اتومبیل پای او شکسته و مجروح گردید اما چون عشق وافری به شاهنامه داشت و نمی‌توانست در کلاس حضور یابد همگی با روانشاد استاد خدابخش به منزل وی می‌رفتیم ، حدود 27 تا 30 نفر در حدود 3 ماه هر هفته برای شاهنامه‌خوانی به منزل کیخسرو ماوندادی می‌رفتیم تا پایش بهبود یافت و دوباره به کلاس آمد. اینچنین علاقه و کشش را آن شادروان در ما بوجود آورده بود و خواهشمندم این نمونه انس و الفت را به جوانان و همکیشان بشناسانید.
پرسه ایشان در روز دهم مهرماه از طرف انجمن موبدان و موبدیاران یزد و انجمن مریم‌آباد برگزار گردید.
(1) هوشت: دستیار موبد

3 نظرات
  1. مهرزاد ، يک ايرانی می گوید

    روحش شاد و یادش جاودانه و راهش پررهرو باد

  2. نازنین می گوید

    پیداست ک آدم نیکوکاری بودند. شکیبا بودند. پشتکار بسیار و اندیشه های نو و در کل، سرگذشت جالبی داشتند. روانشان شاد و یادشان گرامی

  3. سیاوش می گوید

    بزرگ مرد جامعه زرتشتیان یزد بود. روانش شاد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید