پیوند هنر و حماسه در شاهنامه‌خوانی بهدینان کرمان

نشست‌های شاهنامه‌خوانی گروه کودکان و نوجوانان بهدینان کرمان، هم‌آمیزی حماسه، نقاشی و موسیقی، هر چهارشنبه برگزار می‌شود.

به گزارش امرداد، در دوره تابستانی شاهنامه‌خوانی بهدینان کرمان، کودکان و نوجوانان با داستان‌های شاهنامه و تلفیق هنر نقاشی و موسیقی آشنا می‌شوند.

میترا خسروی، استاد این دوره و سرپرست گروه شاهنامه‌خوانی بهدینان کرمان، با اشاره به استقبال چشمگیر از دو نشست اول، از آغاز این دوره خبر داد و به امرداد گفت: این کلاس‌ها هر چهارشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۱۰ در تالار آتشکده برگزار می‌شود. آموزش با داستان‌های بنیادین شاهنامه، داستان کیومرث و هوشنگ همراه با خوانش شاهنامه و بازگویی ویژگی‌های شخصیت‌های شاهنامه آغاز شد. کلاس شاد همراه با نواختن تنبک است و هر نشست بچه‌ها داستان‌های متفاوت از شاهنامه را بازگو می‌کنند. هنرجویان نقاشی شخصیت‌های حماسی شاهنامه را با آموزش مروارید پرستار، دانش‌آموخته‌ی نقاشی، فراگرفتند.

در این برنامه با فراهم‌آوردن فضایی شاد و آموزشی برای کودکان و نوجوانان، پاسداشت فرهنگ و ادبیات ایران به نسل‌های آینده سپرده می‌شود.

فرتورها رسیده است.

4090

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

8 پاسخ

  1. درود
    از دیدگاه من زرتشتیان شهروندان برتر ایران هستند. چرا که با همه فشارها، تحقیرها، ستم هایی که به درازای سده ها پس از تازش تازیان به ایران بر آنان روا داشته شده است. همچنان بر آیین ، فرهنگ و باورهای خود استوار مانده اند. به همین روست که همگان آنان را به نیکی و نیک کاری و منش پسندیده و شایسته یاد میکنند.

  2. با درود…این شعر را تقدیم بهدینان گرامی شاهنامه خوان کرمانی می کنم و ریشه ی برخی از این ساسانی نژادها به بهدینان سیستان و خراسان و یزد می رسد و به تک تک شما افتخار می کنم….

    مجد هـمـگـر ؛ شاعر توانای دربار « اتابکان فارس » در سده ۷ قمری بود که با دسیسه‌ای توسط یکی از حاکمان سلغری به زندان می‌افتد و شعری بلند در دوران حبس خود می‌سراید که نکات جالبی دارد
    اتابکان فارس یا سلغریان در سده ۶ قمری و در زمان ضعف سلجوقیان، قدرت را در فارس به دست گرفتند. نسب آنها به خاندانی از ترکان اغوز به نام « سلغر / سالور » می‌رسید که در سده ۵ قمری به همراه طغرل بیک از آسیای میانه به خراسان مهاجرت کرده بودند

    عیبم همین که نیستم از نطفه حرام
    جرمم همین که زاده ام از نسبتی حلال

    هستم ز نسل ساسان نز تخمه تکین
    هستم ز صلب کسری نز دوده نیال

    🔹 تکین و نیال (ینال) در ادب پارسی مجازا بمعنای مغول و ترک است / صلب بمعنای نطفه است / ساسان و کسری اشاره به نژاد اصیل ایرانی دارد

  3. درود و هزاران درود بر شما عزیزان که فرهنگ ناب ایرانی را پاس می‌دارید. مت به تنهایی نیز متشکرم

  4. چه نقاشیهای با نمکی راستش وقتی این نقاشیها را دیدم یاد این افتادم که افکار دانش آموزان دوست داشتنی این نوید را میدهد که چه تصوراتی از کیومرث و شاهنامه و دیگر اشخاص شاهنامه را دارند. چه خوب این تخیلات به تصویر کشیده شده اند. ای کاش تصورات و تخیلات دانش آموزان ادامه پیدا کند تا بزرگان به توانایی این عزیزان بیشتر بها دهند و حتی آنها را تشویق به تداوم شاهنامه خوانی و آشنایی تصاویر داستانها بنمایند.شاید زمانی فرا رسد که نقاشی پرده خوانی شاهنامه پایدار و مستدام بماند و عزیزانی به کمک این نقاشیها به نقالی خود بینندگان و شنوندگان را شیفته ی کار زیبای پرده خوانی مثل همیشه تشویق نمایند.

  5. عالی است ایکاش خانوادها به شاهنامه فردوسی وبزرگان اهمیت بیشتری می‌دادند و بچه ها را از کودکی به این بزرگان آشنا می کردند

  6. شما فرزندان ایران مایه ی بالندگی و امیدواری تمام ایرانیان هستید, باشد که راه ایرانبانانی همچون فردوسی بزرگ را ادامه دهید. شعری از استاد شفیعی کدکنی درباره حکیم فردوسی تقدیم به تمام فرزندان ایران زمین:
    بزرگا!جاودان مردا ! هشیواری و دانایی
    نه دیروزی که امروزی نه امروزی که فردایی
    همه دیروز ما از تو همه امروز ما با تو
    همه فردای ما در تو که بالایی و والایی
    چو زینجا بنگرم زان سوی ده قرنت همی بینم
    که می گویی و می رویی و می بالی و می آیی
    به گردت شاعران انبوه و هریک قله ای بشکوه
    تو اما در میان گویی دماوندی که تنهایی
    پناه رستم و سیمرغ و افریدون و کیخسرو
    دلیری بخردی رادی توانایی و دانایی
    اگر سهراب اگر رستم اگر اسفندیار یل
    به هیجا و هجوم هر یکی شان صحنه آرایی
    اگر خوزی اگر رازی اگر آتورپاتانیم
    تویی آن کیمیای جان که درترکیب اجزایی
    طخارستان و خوارزم و خراسان و ری و گیلان
    به یک پیکر همه عضویم و تو اندیشه مایی
    تو گویی قصه بهر کودک کرد و بلوچ و لر
    اگر از کاووس می گویی ور از سهراب فرمایی
    اگر در غارت غزها و گر در فتنه ی تاتار
    وگر در عصر تیمور و اگر در عهد این هایی
    هماره از تو گرم و روشنیم ای پیر فرزانه
    اگر در صبح خرداد و اگر در شام یلدایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *