مردم
تا یک سده پیش سراسر شهر تهران پوشیده از باغ بود و مالامال از دار ...
گفتم گیاهان را گرامی بشمارید گیاهان گماشتگان بهشت خداوندند گیاهان ملایک خاموش خانه آدمیاند. گفتم ...
میرفتند دیزی پزی سرِ گذر. پیشخدمت، دیزیها را درون سینی گِرد بزرگ میآورد و نان ...
زمانی که خواستیم نوگرا بشویم باید اندکی خویشتندارتر و بردبارتر میبودیم، نه آنکه به گذشتهی ...
اینکه ناصرالدینشاه و نیایش فتحعلیشاه خوش داشتند میان جواهرات سلطنتی غلت بخورند، چندان شگفت نیست. ...
خانم مارپل و هرکول پوارو را به یاد دارید؟ هنرپیشههای دو سریال تلویزیونی که راز ...
سالهاست که در جایجای ایران ناباورانه به سوگ درختانی نشستهایم که قامتشان زیر تیغ و ...
پا به پای کودکیهایمان آمده است و همهی سالهای دیگر وسوسهی تُردی و خوشمزگیاش بهانهای ...
خوابیدن ناصرالدینشاه به همین سادگیها نبود و دنگ و فنگ داشت. پشت پردهی خوابگاهش نوازندهها ...
چشم خیلیها را گرفته بود و تهِ آرزوهایشان بود. سوار که میشدند خیالشان دُور برمیداشت ...

