تارنمای خبری امرداد
روستاهای شگفت‌انگیز ایران (14)

روستای وفس؛ نگاهبان یکی از دیرینه‌ترین گویش‌های ایرانی

روستای «وفس» از بخش‌های شهرستان کمیجان، در استان مرکزی، برپایه‌ی یافته‌های باستان‌شناسی یکی از سکونت‌گاه‌های مادها بوده است. پیشینه‌ی این روستا به گفته‌ای سه هزار ساله است. اما آن چه شگفت‌آور است گویش مردم این روستا است. این گویش که ریشه در زبان مادی دارد، به شکل کم‌مانندی زنده مانده است و هنوز هم مردم روستای وفس به آن شیوه‌ی گفتاری گفت‌و‌گو می‌کنند. البته نه به این معنا که زبان آن‌ها مادی است! بلکه ریشه در زبان بسیارکهنی دارد که مادها با آن سخن می‌گفتند.

زبان وفسی‌ها، تاتی است. این زبان، در شمار زبان‌های شاخه‌ی شمال باختری (:غربی) ایران شناخته می‌شود و در فهرست میراث ناملموس آثار ملی به ثبت رسیده است. تاتی‌ها بسیاری از ویژگی‌های آوایی و واژگانی کهن زبان خود را نگه داشته‌اند. اگر بخواهیم نمونه‌ی آشنایی از آن زبان را بدانیم، باید فهلویات (دوبیتی‌های) باباطاهر عریان را بخوانیم. واژه‌هایی مانند: بَسُم (:بروم)، بوره (:بیا) و واتنی (:گفتنی)، از آن دست واژگان فهلوی است. پس روستای وفس، کانون یکی از کهن‌ترین گویش‌های ایرانی است.
زبان‌شناسان با بررسی متن‌های اوستایی و پهلوی، زبان کنونی وفسی‌ها را با زبان ماد پیوند می‌دهند. به‌راستی، چگونه این مردم توانسته‌اند زبان بسیار دیرینه‌ی خود را نگه دارند؟ در حالی که زبان مردم کمیجان، که وفس بخشی از آن است و تنها 18 کیلومتر از آن شهر دور است، تُرکی است!
نام روستا هم نشانه‌هایی از زبان اوستایی-پهلوی دارد. زبان‌شناسان می‌گویند که «وفس» همان «ویس» است. ویس واژه‌ای اوستایی و به چم «تبار»، «عشیره» و «دهکده» است. خودِ وفسی‌ها روستای‌شان را گاهی «ووس» هم می‌نامند؛ که باز برگرفته از واژه‌ی «ویس» است. زبان این روستا، ویژگی‌های دستوری یگانه‌ای دارد و ارزش زبان‌شناسی آن بسیار است.

اما وفس آوازه‌ی دیگری هم دارد؛ این روستا یکی از خُنک‌ترین جاهای ایران است. حتا در تابستان‌های گرم و داغ هم وفس خنک است و هوای بهاری دارد. تا بدان اندازه که گردشگران به طنز آن را «تنها روستای بدون کولر ایران» نامیده‌اند!
بافت روستا، بسیار زیبا است. خانه‌ها و کوچه‌ها درهم فشرده و پله‌پله است، بی‌آن که دلگیر باشد. از این‌رو همانندی‌های بسیاری با روستای ماسوله، در شمال کشور، دارد. ایوان‌ها زیبایی خانه‌های یک طبقه‌ای وفس را دوچندان کرده است. کوچه‌ها پیچ در پیچ‌اند و درختان سرسبز با سایه‌هایی فراخ، شادمانی گردش در این روستای پلکانی را ارمغان می‌کنند. وفس در دامنه‌ی کوه گسترده شده است. اما رویداد ناخوشایند بریدن و چپاول شماری از درختان وفس، در آذرماه امسال، وفسی‌ها و گردشگران را دل‌آزرده کرد.
وفس را «تابلویی از رنگ‌ها» نامیده‌اند. کوه‌های پیرامون وفس رنگ در رنگ‌اند و سبز در سبز. درختانش سر به آسمان ساییده‌اند و چشمه‌های آب روان آن نگاه‌ها را خیره می‌کند. طبیعت وفس دست‌نخورده و به‌راستی دل‌انگیز است.
آن کوه‌ها، گرداگرد وفس کشیده شده‌اند. تنها از شمال روستا است که وفس راه به درختستان‌ها و باغ‌های میوه می‌بَرد. در آن کوه‌ها، سنگ‌واره‌هایی یافته‌اند که پیشینه‌ای بسیار بسیار کهن دارند. کوه‌های وفس از گونه‌ی آهکی و رسوبی‌اند و بازمانده‌هایی از موجودات هزاران سال پیش را در خود نگه داشته‌اند. دست‌کندهای زیرزمینی وفس، شگفتی دیگری از طبیعت دلربای این روستای کم‌مانند ایران است.
وفس از شمال باختری به کوه «قلعه‌گبری» و از جنوب خاوری به کوه «دزلی» راه دارد. از بلندای این کوه‌ها است که دشت فراخ و رنگارنگ وفس دیده می‌شود.
وفسی‌ها هنرمند هم هستند. از ره‌آوردهای آن‌جا یکی «تخت‌کشی» است که شیوه‌ای برای بافتن گیوه است و «رویه‌چینی»، هنر دیگری از ساخت گیوه، که ویژه‌ی زنان وفسی است. هر دو هنر و صنایع دستی وفس، به گذشته‌های دور می‌رسند و تاریخی درازدامن دارند. بافت زیراندازهای گران‌بها، رودوزی‌های سنتی و گلیم‌بافی از دیگر ره‌آوردهای وفس است؛ و نیز عسل وفس که ناب و شیرین است.
فاصله‌ی وفس از مرکز استان، شهر اراک، 120 کیلومتر است.

کندلوس؛ روستایی شانه‌ به ‌شانه‌ی تاریخ

ورکانه؛ گام نهادن در تنها روستای سنگی ایران

کندوان سفر به ژرفای تاریخ

دلربایی طبیعت در روستای شهرستانک

ریاب، یکی از دیرینه‌ترین روستاهای کاه‌گِی ایران

واریان، روستایی در میان آب

بیاض، روستایی به رنگ سفید

نوشا، روستایی در میان ابرها

شمشیر؛ آمیختگی افسانه و تاریخ

سنگ‌تراشان، بزرگترین گنج‌خانه‌ی مفرغی جهان

قلعه‌ سریزد؛ نخستین بانک ایران در روزگار ساسانیان

خویدک؛ روستایی که مردگانش رو به تخت‌جمشید آرمیده‌اند!

زندرق؛ روستایی با یک تَن جمعیت!

توران‌پشت، روستایی به شکوهمندی تاریخ ایران

روستای حیله‌ور، بیمناک از دیده‌شدن

روستای گرمه، گذرگاه جاده‌ی ابریشم

روستاییان وردیج، همسایگان ارواح سنگی!

ارگ روستای پاده، شکوه فراموش‌شده

قورتان، دومین بنای خشت و گل ایران

نشانه‌هایی از تاریخ در دل روستای اُشتبین

قارنه، روستایی آرمیده در دل تاریخی هفت هزار ساله

هفتادُر، روستایی به دیرینگی تاریخ

زن‌شاهی؛ روز فرمانروایی زنان در روستای اسک

ماخونیک، روستای آدم کوچولوها

روستای زرگر، مردمانی آشنا با زبانی ناآشنا

ایستا؛ شگفت‌انگیزترین روستای جهان

هجیج، روستایی با گویشی همانند با زبان اوستایی

سرآبادان، روستایی با تاریخی کهن و دیرپا

قطرم، نگینی در دل  کویر بافق

3 نظرات
  1. نام من سیامک می گوید

    واژه بروم =بِشوم با بِشون باید باشد.زبان مادری منم هم هست.

  2. هومان می گوید

    بسیار عالی فقط عکس اول مربوط به اورامان تخت است.

  3. mahor می گوید

    البته اینکه این روستا زبانش تاتی است ولی کمیجانی ها ترکی حرف میزنند همچین چیز عجیبی نیست پدربزرگ ومادربزرگ من بااینکه فاصله دوتا روستاشون ده دقیقه پیاده روی بود ولی در روستای پدربزرگم راجی حرف میزنند وپدربزرگم راجی بلد بود اما روستای مادربزرگم فارسی حرف میزنند وقتی مادربزرگو عروس وارانی شد اصلا نمیفهمید انها به هم چه میگویند فقط هاج واج نگاهشون میکرد گویش راجی احتمالا باید با تاتی هم ریشه باشد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید