تارنمای خبری امرداد
روستاهای شگفت‌انگیز ایران (20)

قلعه‌ سریزد؛ نخستین بانک ایران در روزگار ساسانیان

روستای سریزد، چنان دیرینه است که کمتر نمونه‌ای همانند آن می‌توان سراغ گرفت. گویی در آن جا همه‌ی تاریخ به یاد‌آوردنی است. در آن میان، بیش از همه دژ  کهن سریزد شگفت‌انگیز است. این دژ ، نخستین بانک ایرانی برای نگه داشتن اندوخته‌های روستاییان سریزد بوده است؛ از غله گرفته تا پول و طلا و چیزهای گران‌بها. برای همین است که دژرا چنان استوار ساخته بودند که دست هیچ بیگانه‌ای به آن نمی‌رسید. هنوز هم بازمانده‌ی این دژ شگفت‌‌انگیز است و یادآور باشکوه‌ترین بناهای تاریخی ایران.

دیرینگی دژ سریزد به روزگار ساسانیان می‌رسد. ساخت آن بدان دلیل بود که سریزد از گذرگاه‌های جاده‌ی ابریشم شناخته می‌شد و کاروان‌های تجاری از آن می‌گذشتند و آمد و شد بیگانگان پیوسته ادامه داشت. اما هزارسال پس از آن، در زمان پادشاهی صفویان، قلعه را بازسازی کردند و آن را سه اشکوبه (:طبقه‌ای) ساختند.
دژ سریزد، تنها یک راه ورودی و یک دروازه دارد. اما به فاصله‌ی کمی، در درون دژ درِ بزرگی دیگری دیده می‌شد که برای امنیت بیشتر باشندگان و پناه‌آورندگان به دژ ساخته شده بود. اگر دشمن می‌توانست دروازه‌ی نخست را بازکند ساکنان دژ دروازه‌ی دوم را می‌بستند و از رخنه‌ی سپاهیان به آن جلوگیری می‌کردند. نکته اینجاست که دروازه‌ی نخست با طناب‌هایی ستبر از پایین به بالا باز و بسته می‌شده است.
سریزدی‌ها بالای دروازه‌ی اصلی حفره‌هایی را ساخته‌اند که کاربرد آن را باید از باستان‌شناسان پرسید. آن‌ها می‌گویند که قلعه‌بانان، درون حفره‌ها را آب جوش می‌ریختند تا بر سر یورشگرانی بریزند که توانسته بودند خود را بالای دروازه‌ی دژ بکشند.
درون دژ 468 حجره ساخته شده است که کشاورزان و باشندگان سریزد، مواد غذایی و کالاهای گران‌بهای خود را در آنجا به امانت می‌گذاشتند. درون هر یک از آن حجره‌ها خمره‌هایی بوده است که امانت‌ها را در درون آن‌ها می‌گذاشتند. هر کدام از حجره‌ها در و کلیدی جداگانه داشت.
دور تا دور قلعه نیز خندقی سرریز از آب کنده شده بود. با این همه، روی خندق را با کاه می‌پوشاندند تا دام و تله‌ای برای لشکریان باشد و راه دسترسی آنان به قلعه را از همان آغاز سد کرده باشند.
این دژ سه اشکوبه به تمامی از خشت و گِل ساخته شده است و 7790 متر مساحت دارد. این دژ، تنها یکی از شگفتی‌های روستای سریزد است. جای‌جای این روستای دیرینه آکنده از بناها و سازه‌های تاریخی است.
روستای سریزد در شهرستان مهریز، در استان یزد، جای دارد. فاصله‌ی آن از شهر مهریز پنج کیلومتر و از یزد، مرکز استان، 40 کیلومتر است. سریزد روستای نمونه‌ی بین‌المللی گردشگری است، اما در گذشته دروازه‌ی ورود به یزد بوده است و به آن «فرافر» می‌گفتند. نام سریزد بارها و بارها در متن‌های کهن تاریخی و ادبی آمده و روستایی شناخته شده بوده است.
بافت تاریخی سریزد در نمای خانه‌های آن نیز پیداست. خانه‌های سریزد ستبر و بلند و سه دری و پنج دری هستند. پنجره‌های مشبک (اُرسی‌دار) خانه‌ها نیز زیبایی نمونه‌واری به آن‌ها داده است.

اما دروازه‌ی سریزد که اکنون شکلی نمادین برای این روستا دارد، بسیار کهن است. شاید دیرینگی آن سر به هزار سال بزند. هرچند باستان‌شناسانی هستند که ساخت آن را تا سده‌ی هشتم مهی (:قمری) پایین می‌آورند.
چاپارخانه‌ای نیز در این روستای تاریخی هست که گمان می‌رود ساخت آن به 800 سال پیش بازگردد.؛ اگر چه برخی از پژوهشگران ساخت آن را تا زمان ساسانیان عقب می‌برند. دو رباط کهنه و نو نیز بخشی دیگری از بناهای کهن سریزد را می‌سازند. ساخت رباط کهنه بسیار کهن است؛ هر چند تاریخ دقیقی برای آن نمی‌توان یاد کرد اما گمان می‌رود در روزگار سلجوقیان پی‌ریزی شده باشد. این رباط، کهن‌ترین اقامتگاه بوم‌گردی خشت و گِلی جهان است. اما رباط نو در دوره‌ی صفویه بنا شده است.
از کاروانسرای سَنَمبَر سریزد نیز باید یاد کرد که در روزگار ایلخانان، یعنی نزدیک‌به 800 سال پیش، ساخته شده است.
بناهای تاریخی سریزد چنان فراوان است که حتا نام بردن از آن‌ها نیز به درازا می‌کشد. اما نمی‌توان از آب‌انبارهای این روستا یاد نکرد. یکی از آب‌انبارها در روزگار صفویان و دیگری که به آب‌انبار پای برج نامبردار است، در زمان قاجاریه ساخته شده است. آب‌انبار چهار بادگیر نیز پیش از صفویان ساخته شده است. گرمابه‌ی سریزد از دیگر بناهای خشت و گِلی روستاست که رنگ‌ و رویی کهن و تاریخی دارد.
در گذشته‌ها آب چشمه‌ای از میان روستای سریزد می‌گذشته است اما اکنون نشانی از آن نیست. در سریزد نزدیک به 400 خانوار زندگی می‌کنند و به کار کشاورزی سرگرم‌ هستند. از فراورده‌هایی که سریزد به آن نام و آوازه‌ای افزون‌تر یافته است باید انار سریزد را نام بُرد.
روستای سریزد، یکی از نشانه‌های روشن و پایدار تاریخ کهن سرزمین ما و گواه پیشینه‌ی درازدامن این بخش از ایران است.

کندلوس؛ روستایی شانه‌ به ‌شانه‌ی تاریخ

ورکانه؛ گام نهادن در تنها روستای سنگی ایران

کندوان سفر به ژرفای تاریخ

دلربایی طبیعت در روستای شهرستانک

ریاب، یکی از دیرینه‌ترین روستاهای کاه‌گِی ایران

واریان، روستایی در میان آب

بیاض، روستایی به رنگ سفید

نوشا، روستایی در میان ابرها

شمشیر؛ آمیختگی افسانه و تاریخ

سنگ‌تراشان، بزرگترین گنج‌خانه‌ی مفرغی جهان

خویدک؛ روستایی که مردگانش رو به تخت‌جمشید آرمیده‌اند!

زندرق؛ روستایی با یک تَن جمعیت!

توران‌پشت، روستایی به شکوهمندی تاریخ ایران

روستای حیله‌ور، بیمناک از دیده‌شدن

روستای گرمه، گذرگاه جاده‌ی ابریشم

روستای وفس؛ نگاهبان یکی از دیرینه‌ترین گویش‌های ایرانی

روستاییان وردیج، همسایگان ارواح سنگی!

ارگ روستای پاده، شکوه فراموش‌شده

قورتان، دومین بنای خشت و گل ایران

نشانه‌هایی از تاریخ در دل روستای اُشتبین

قارنه، روستایی آرمیده در دل تاریخی هفت هزار ساله

هفتادُر، روستایی به دیرینگی تاریخ

زن‌شاهی؛ روز فرمانروایی زنان در روستای اسک

ماخونیک، روستای آدم کوچولوها

روستای زرگر، مردمانی آشنا با زبانی ناآشنا

ایستا؛ شگفت‌انگیزترین روستای جهان

هجیج، روستایی با گویشی همانند با زبان اوستایی

سرآبادان، روستایی با تاریخی کهن و دیرپا

قطرم، نگینی در دل  کویر بافق

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید