تارنمای خبری امرداد
گونه‌های کمیاب حیات وحش ایران (3)

گاندو؛ تمساح پوزه کوتاه، درنده‌ای دست به عصا!

پیکری هراس آور دارد. دندان‌هایش مانند اره‌هایی بُرنده است که می‌تواند سخت‌ترین جسم‌ها را تکه پاره کند. چنان نیرومند است که بزرگ‌ترین پستانداران را در یک چشم به هم زدن خُرد می‌کند و زیر آرواره‌های تیز و تندش از هم می‌درد. اما این خزنده ی درشت پیکر، آن اندازه کم‌رو و از دیگران گریزان است که اگر احساس خطر کند در پنهان کردن خودش لحظه‌ای درنگ نمی‌کند. با این همه اگر  احساس خطر نکند، از کنار انسان می‌گذرد و آسیبی به کسی نمی‌زند. «تمساح پوزه کوتاه ایرانی» چنین ویژگی‌هایی دارد!

دیرینه‌ترین خزنده‌ای که در ایران شناسایی شده است، همین تمساح پوزه کوتاه است. آن‌ها از نسل کروکودیل‌هایی هستند که پیش از 260 میلیون سال پیش در زمین می‌زیستند. شگفت است که از آن زمانِ ناپیدا تاکنون، بسیار کم دگرگون شده‌اند و می‌توان گفت همان هستند که میلیون‌ها سال پیش بودند!
تمساح پوزه کوتاه ایرانی از کمیاب‌ترین تمساح‌های جهان است. این گونه‌ی کمیاب تنها در ایران و پاکستان یافت می‌شود و شماری نیز در هندوستان. زیستگاه آن در رودخانه‌های باهوکلات، کاجو و سرباز در شهرستان دشتیاری، در استان سیستان و بلوچستان است. در شهرستان راسک نیز زیستگاه دیگری دارند.

مردم سیستان و بلوچستان به این خزنده‌ی درشت پیکر به چشم دیگری نگاه می‌کنند؛ آن‌ها تمساح پوزه کوتاه را نماد برکت و آبادانی می‌دانند و می‌گویند هرجا که این خزنده باشد، آب هم فراوان است. در نگاه آنان، آسیب‌رساندن به تمساح پوزه کوتاه کار ناروا و ناشایستی است که باید از آن پرهیز کرد. اگر ببینند برکه‌ای که این تمساح در آن زیست می‌کند دچار کم‌آبی شده است کوشش می‌کنند تمساح را به برکه‌های پُرآب برسانند. آن‌ها چنین باور دارند که مرگ تمساح پوزه کوتاه، خشکسالی و قحطی به دنبال دارد.
بومی‌های سیستان و بلوچستان این تمساح را «گاندو» می‌نامند؛ به معنی «راه رونده روی شکم»! نام دیگر این خزنده‌ی بومی «تمساح پوزه کوتاه مردابی» است.

این خزنده‌ی مردابی پاهایی کوتاه دارد، با پنج انگشت در پاهای جلویی و چهار انگشت در پاهای پشت. درازای تمساح پوزه کوتاه نر به سه متر می‌رسد اما تمساح ماده نیم متر کوتاه‌تر است. البته در این گستره تمساح پوزه کوتاهی به درازای 3/6 متر نیز دیده شده است.
بدن این خزنده، قهوه‌ای رنگ است. شکم آن هم به سفیدی می‌زند. سوراخ‌های بینی‌اش هنگام خزیدن به درون آب، بسته می‌شود. اما همین که از آب بیرون می‌آید، قدرت بویایی‌اش شگفت‌انگیز می‌شود. با آنکه پوستی ستبر و خشن دارد اما به کوچکترین حرکتی حساس است و اگر جنبنده‌ای از کنارش بگذرد بی‌درنگ درمی‌یابد.

چشمان تمساح پوزه کوتاه، پلک سومی هم دارد که این خزنده را کمک می‌کند تا در آب آسوده تر بسر بَرد. گوش تمساح مانند شکافی است که پشت چشم‌هایش دیده می‌شود. دُم آن نیز برای خزیدنش به آب و حرکت کردن، است. این خزنده به پاهای پشتی خود بیشتر تکیه می‌کند تا پاهای جلو.
دندان‌های بُرنده‌ی تمساح پوزه کوتاه به 66 عدد می‌رسد. زیر هر دندان، دندان دیگری دارد و اگر یکی از دندان‌هایش بیفتد، دندان دیگری جایگزین آن می‌شود. اما شگفت است که آن دندان‌ها تنها به درد از هم دریدن می‌خورند و برای جویدن خوراک مناسب نیستند! تمساح، خوراکش را قورت می‌دهد و به کمک اسید فراوان دستگاه گوارشش، آن را هضم می‌کند. به سخن دیگر، تمساح پوزه کوتاه شکار خود را می‌بلعد. گاه نیز شکارش را آن اندازه زیر آب نگه می‌دارد که برای بلعیدن نرم شده باشد! روزانه نزدیک به دو کیلوگرم گوشت، خوراک تمساح پوزه کوتاه است.
این خزنده با آنکه گوشت‌خوار است اما انسان‌خوار نیست و اگر احساس خطر نکند زیانی به آنان نمی‌رساند اگرچه شوربختانه در چند مورد به انسان هم حمله‌ور شده است.

می‌گویند تمساح پوزه کوتاه گاه برای شکار پرندگان، تکه چوب‌هایی را روی سر خود نگاه می‌دارد تا پرنده‌های آشیانه‌ساز را بفریبد و شکار کند. به گفته‌ای آن‌ها را می‌توان نخستین خزندگان شناخته‌شده‌ای دانست که برای شکار  از ابزار استفاده می‌کنند. با این همه این تمساح پوزه کوتاه از سگ‌ها، پرندگان شکاری، روباه و شغال می‌گریزد!
از رفتارهای شگفت‌آور تمساح پوزه کوتاه کندن کانالی ژرف در نزدیک رودخانه‌های آب شیرین است. بدین گونه پناهگاهی برای زندگی و گذران روزهای گرم می‌سازد و در آن گودال‌ها تخم گذاری می‌کند. گاندو بیشتر در شب‌ها پرسه می‌زند، تا روز.
شمار تمساح پوزه کوتاه ایرانی شاید به دشواری به 400 تا برسد. عمر آن‌ها میان 40 تا 60 سال است و تنها تمساح‌هایی هستند که در زیست‌بوم ایران یافت می‌شوند: کم‌رو و خجالتی اما بی‌گذشت و درنده!

*با نگرش به: ویکی پدیا و تارنمای الی گشت.

قوچ ارمنی؛ نشانه‌هایی گسسته، از ماندگاری
خروس کولی دشتی؛ در لبه‌ی پرتگاه
ماهی شیپ؛ مرواریدی گران‌بها و کم‌یاب
افعی شاخ‌دار دُم‌ عنکبوتی؛ فریبنده و ناشناس
دلیجه کوچک؛ بی‌باک و پُرهیاهو

شاه‌روباه؛ بازیگوشی‌های یک زندگی کوتاه
گوزن قرمز ایرانی؛ اسیر ترفند شکارچیان
عروس‌غاز؛ سایه‌ای کم‌رنگ از پرنده‌ای کمیاب
میش‌مرغ؛ گرفتار در چاله‌ی ژنتیکی
شتر دو کوهانه؛ گونه‌ای کمیاب در زیست‌بوم ایران
عقاب شاهی؛ شاهبازی بر فراز بادها
سمندر لرستانی؛ آذرنشینی زیبا و بی‌پناه
افعی دماوند؛ بوم‌زاد ایران
پلیکان پاخاکستری؛ سبک‌بال و بی‌هیاهو
فیل‌ماهی؛ مروارید سیاه دریای کاسپین
بالابان؛ بر اوج سپهر
پازن‌ها؛ باشکوه و فرازجو
هوبَره؛ ستیز با عقاب‌ها، گریز از پرنده‌بازان
کرکس پشت سفید؛ پاک کننده‌ی زیست بوم
گربه‌ی پالاس؛ گوشه‌نشین و گریزپا
لاک‌پشت پوزه عقابی؛ خونسرد و بردبار
اردک سرسفید؛ جلوه‌گر و خودنما
فک خزری؛ روزگار غم‌انگیز تنها پستاندار دریای کاسپی
روباه ترکمنی؛ قلمرویی برای زندگی ندارد
خرس سیاه بلوچی؛ شبگرد و گوشه‌نشین
گیلانشاه خال‌دار؛ دورپروازی خستگی‌ناپذیر
سیاه گوش؛ شکارگری چابک‌دست
دُراج؛ خوش‌آوای گریز پا
گوزن زرد ایرانی؛ زیبا و خوش خرام

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید