تارنمای خبری امرداد
گونه‌های کمیاب حیات وحش ایران (17)

پلیکان پاخاکستری؛ سبک‌بال و بی‌هیاهو

بال‌هایش را می‌گسترد و پرواز می‌کند. سایه بر زمین می‌افکند و اوج می‌گیرد. شکوهی در بال گشودن و پرواز کردن او هست. خودنمایی نمی‌کند؛ فخر نمی‌فروشد؛ آرام است و بی‌اعتنا به هر آنچه در پیرامونش می‌گذرد. آسمان‌نوردی‌اش طولانی نیست. فرود می‌آید و در دریاچه‌ها و تالاب‌ها شنا می‌کند. تماشایش شادمانی محض است. با آن منقار بلند و پرهای سفید، آرام آرام پهنه‌ی دریاچه را درمی‌نوردد. خوش ندارد آرامشش را برهم بزنند. روزگارش را سبک‌بال می‌گذراند و بی‌هیاهو. با جهان بر سر آشتی است. زیستگاهش امن باشد، بی‌نیاز از هر چیز دیگری است. اما انسان‌ها جهان آسوده‌ی او را بَرهم می‌زنند. کمین می‌کنند و به چنگش می‌آورند تا از داد و ستد منقارش سود کلانی به چنگ بیاورند. صیادان امنیت دلخواهش را می‌گیرند و آلاینده‌ها زیستگاهش را مسموم و مرگ‌آور می‌کنند. پلیکان پاخاکستری با از میان رفتن و مرگ فاصله‌ی دوری ندارد!

در میان راسته‌ی پلیکان‌سانان، بزرگ‌ترین آن‌ها پلیکان پاخاکستری است. پلیکان‌ها چندان تفاوت آشکاری با هم ندارند. همین است که به دشواری می‌توان پلیکان پاخاکستری را از پلیکان سفید بازشناخت. یک نشانه‌ی شناسایی پاخاکستری، رویش پرهای پیشانی اوست که مانند خطی یک راست است. این نشانه را از نزدیک می‌توان دید.

بال‌های گشوده‌ی پلیکان پاخاکستری نزدیک به سه متر است. از این‌رو، اگر درازای دو سرِ بال‌های این پرنده را در دید بگیریم، بزرگ‌ترین پرنده در زیست‌بوم ایران است. پیکر او سفید است، با اندکی تیرگی. سیخک ‌پا و چینه‌دان ندارد. بدون کاکل هم هست. پلیکان‌های دیگر پَرهای افشان و کاکل مانند دارند. پاخاکستری‌ها این‌گونه نیستند و پَرهای پشت سرشان بلند و تا اندازه‌ای تاب‌دار است.
لکه‌ی بزرگ زردرنگی در پایین گلوی پلیکان پاخاکستری دیده می‌شود. این نیز نشانه‌ی دیگری برای شناخت اوست. اما گِرداگِرد چشمانش خاکستری است؛ درست همانند رنگ پاهایش. چهار انگشت جلوی پاهای این پرنده‌ی زیبا، پره‌دار هستند. به این گونه پاهای پره‌دار «پا پارویی» می‌گویند. باز، وارون (:برخلاف) دیگر پلیکان‌ها، زیر بال‌هایش سیاهی دیده نمی‌شود.

پاخاکستری 170 سانتی‌متر درازا دارد که گاه به 190 سانتی‌متر هم می‌رسد. پرنده‌ای آبزی است و در شناگری چیره‌دست و توانا. این نیز گفتنی است که نخستین پرنده‌شناسی که پلیکان پاخاکستری را بررسی کرد و ویژگی‌های آن‌را بازشناساند، پژوهشگری آلمانی به نام «فریدریش بروخ» بود. او در سال 1832 میلادی مجموعه پژوهش‌های خود را درباره‌ی این پرنده در دسترس پرنده‌شناسان دیگر گذاشت.
دو جنس نر و ماده‌ی پلیکان‌های پاخاکستری مانندگی بسیاری به هم دارند. اما جنس نر اندکی درشت‌تر از ماده است. پاخاکستری‌ها تک همسر هستند و در زمان زادآوری می‌توان سر و منقار آن‌ها را دید که تا اندازه‌ای نمایش‌هایی دارند که در زمان‌های دیگر بدان گونه نیست. اما در همان فصل زادآوری پوسته‌ی زیر منقار آن‌ها دگرگون می‌شود و به رنگ نارنجی درمی‌آید.
منقار همه‌ی پلیکان‌ها آن‌ها را از دیگر پرندگان بازمی‌شناساند. سر و گردن پاخاکستری‌ها بزرگ است و کیسه‌ی زیر منقار آن‌ها به خوبی پیداست. این کیسه می‌تواند 10 لیتر آب را در خود جای دهد.
کیسه‌ی زیرِ منقار پاخاکستری چین‌دار است. این پرنده می‌تواند کیسه‌ی زیر منقارش را تا انتهای گلو باز کند. اما نادرست است اگر بپنداریم کیسه‌ی این پرنده برای نگهداری و ذخیره‌ی خوراک است. پلیکان پاخاکستری از کیسه‌ی زیرِ منقارشان برای ماهیگیری بهره می‌برد.
وزن پلیکان‌های پاخاکستری چیزی میان 11 تا 15 کیلوگرم است. ماهی خوراک اصلی آن‌ها است. پرندگان کوچک را هم شکار می‌کنند و نیز سخت پوستان و نرم تنان آبی. شیوه‌ی طعمه‌یابی او چنین است که خوراکش را به همراه آب فراوان درون کیسه‌ی زیر منقارش می‌کند و پس از بستن لبه‌های منقار، آب درون کیسه را بیرون می‌ریزد و سر خود را آن اندازه بالا می‌گیرد که طعمه را فرو بدهد.

پلیکان های پاخاکستری آشیانه‌ی خود را بر روی توده‌ی فراوانی از شاخه‌وبرگ‌ها می‌سازند. در دسته‌های کوچک و گاه بزرگ پرواز می‌کنند و پرواز آن‌ها در یک خط است. خوش دارند در هنگام پرواز، گردن خود را خمیده کنند. بال‌زدن آن‌ها پشت سر هم است و باشکوه و منظم.
پلیکان‌های پاخاکستری در دریاچه‌های شور و شیرینی که ژرفای چندانی ندارند، زندگی می‌کنند و نیز در تالاب‌ها. آن‌ها پرندگانی کوچ‌رو هستند که در فصل سرد به فراوانی در ایران دیده می‌شدند؛ هر چند اکنون شمار پاخاکستری‌ها کاستی چشمگیری گرفته است. دریاچه‌های بختگان و پریشان زیستگاه آن‌هاست و جزیره‌ی قشم. گاهی نیز در دریاچه‌ی هامون دیده می‌شدند.
این پرنده‌ی کم‌مانند، اکنون در برابر زیان‌ها و آسیب‌های زیست‌بومی و انسانی است. «کنوانسیون منع تجارت بین‌المللی»، پلیکان‌های پاخاکستری را در شمار گونه‌های در آستانه‌ی انقراض جای داده است. مهم‌ترین تهدیدهایی که برای پلیکان‌ها، و نیز پلیکان‌های پاخاکستری، می‌توان برشمرد یکی ویرانی و دگرگونی کاربری زیستگاه‌های آن‌ها است؛ دیگری شکارهای بی‌رویه برای تجارت منقار این پرنده. صید و گردشگری‌های برنامه‌ریزی نشده هم زیست‌بوم پلیکان‌ها را ناامن می‌کند و منابع غذایی‌شان را کاهش می‌دهد. به ویژه مسمومیت‌هایی که از آلودگی آب‌ها ناشی می‌شود، شمار آن‌ها را به گونه‌ی نگران کننده‌ای کاسته است. به همه‌ی این‌ها برخورد پلیکان‌ها و دیگر پرندگان با خط‌ها و تیرهای انتقال برق را باید افزود.
*برای شناخت پلیکان‌های پاخاکستری از «ویکی پدیا» بهره برده شد و نیز تارنمای «طرح حفاظت از تالاب‌های ایران» و تارنمای «جلودار».

قوچ ارمنی؛ نشانه‌هایی گسسته، از ماندگاری
خروس کولی دشتی؛ در لبه‌ی پرتگاه
ماهی شیپ؛ مرواریدی گران‌بها و کم‌یاب
افعی شاخ‌دار دُم‌ عنکبوتی؛ فریبنده و ناشناس
دلیجه کوچک؛ بی‌باک و پُرهیاهو

شاه‌روباه؛ بازیگوشی‌های یک زندگی کوتاه
گوزن قرمز ایرانی؛ اسیر ترفند شکارچیان
عروس‌غاز؛ سایه‌ای کم‌رنگ از پرنده‌ای کمیاب
میش‌مرغ؛ گرفتار در چاله‌ی ژنتیکی
شتر دو کوهانه؛ گونه‌ای کمیاب در زیست‌بوم ایران
عقاب شاهی؛ شاهبازی بر فراز بادها
سمندر لرستانی؛ آذرنشینی زیبا و بی‌پناه
افعی دماوند؛ بوم‌زاد ایران
فیل‌ماهی؛ مروارید سیاه دریای کاسپین
بالابان؛ بر اوج سپهر
پازن‌ها؛ باشکوه و فرازجو
هوبَره؛ ستیز با عقاب‌ها، گریز از پرنده‌بازان
کرکس پشت سفید؛ پاک کننده‌ی زیست بوم
گربه‌ی پالاس؛ گوشه‌نشین و گریزپا
لاک‌پشت پوزه عقابی؛ خونسرد و بردبار
اردک سرسفید؛ جلوه‌گر و خودنما
فک خزری؛ روزگار غم‌انگیز تنها پستاندار دریای کاسپی
روباه ترکمنی؛ قلمرویی برای زندگی ندارد
خرس سیاه بلوچی؛ شبگرد و گوشه‌نشین
گیلانشاه خال‌دار؛ دورپروازی خستگی‌ناپذیر
سیاه گوش؛ شکارگری چابک‌دست
گاندو؛ تمساح پوزه کوتاه، درنده‌ای دست به عصا!
دُراج؛ خوش‌آوای گریز پا
گوزن زرد ایرانی؛ زیبا و خوش خرام

5/5 - (1 امتیاز)
1 نظر
  1. اردشیر می گوید

    از امرداد و همکارنشان سپاسگزاریم،که در ابن روزهای ویروس کرونا،ما را با برنامه هایی نظیر آبشار ها،آثار باستانی،پرندگان کمیاب وبیشترمواردیکه ارزشمند است،به ما معرفی مینماید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید