تارنمای خبری امرداد
بناهای یادمانی ایران (11)

آرامگاه پورسینا؛ دیگرسان و سزاوار دانشمندی بزرگ

پورسینا، دانشمند نامدار ایرانی، پس از زندگی پُربار و سراسر دانش‌اندوزی، در سال 428 مهی(:قمری)، در شهر همدان درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. چندی پس از آن، یکی از دوستان و هم‌نشینان پورسینا، به نام «ابوسعید دخوک» چشم از جهان فروبست و او را در کنار پورسینا خاک‌سپاری کردند.

آرامگاه پیشین پورسینا

از سده‌ها پیش، بر روی سنگ گور پورسینا، بنایی چهارتاقی ساخته شده بود که تا روزگار قاجار برپا بود اما کم‌کم رو‌به ویرانی می‌رفت. در روزگار فتحعلی‌شاه قاجار، یکی از نوادگان او به نام «نگار بانو»، دختر عباس میرزا نایب‌السلطنه، دستور داد که به جای آرامگاه کهن، بنایی نو و گنبدی بر روی مزار پورسینا بسازند. آن بنا که نقاشی‌ای از آن به‌جا مانده است، ویژگی برجسته‌ای نداشت. تا آنکه در سال 1324 خورشیدی، که در ایران زمینه‌ی برگزاری هزارمین سال‌روز زاده شدن پورسینا فراهم می‌شد، انجمن آثار ملی تصمیم گرفت آرامگاهی سزاوار پورسینا و آوازه‌ی جهانی او، بسازد.
برای برگزیدن بهترین طرح، مسابقه‌ای برگزار شد و شماری از دانش‌آموختگان معماری و مهندسان ایرانی طرح‌های خود را به انجمن آثار ملی فرستادند. از میان طرح‌ها، آن‌چه مهندس هوشنگ سیحون کشیده بود پذیرفته شد و انجمن آثار ملی از او خواست که نقشه‌ی خود را ارایه کند تا ساخت آرامگاه هرچه زودتر آغاز شود. سیحون در آن زمان مهندسی جوان و بسیار آفرینش‌گر(:خلاق) و سرشار از ایده‌های نو در معماری بود.
سرانجام نقشه‌ی آرامگاه آماده شد و در آغاز سال 1328 خورشیدی، میان انجمن آثار ملی و «شرکت ساختمان‌های کشور» پیمان نامه‌ای بسته شد و در روزهای پایانی بهار همان سال کار ساخت و برپایی آرامگاه پورسینا را آغاز کردند.

در روز پنج شنبه 11 اردیبهشت‌ماه 1333 خورشیدی، آرامگاه باشکوه پورسینا با برگزاری آیینی رسمی، گشایش یافت. این آرامگاه بسیار زیبا، آمیخته‌ای از شیو‌یه معماری باستانی ایران و دوره‌های پس از آن است و چنان باریک‌بینی و هنری در ساخت آن به کار رفته است که بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین اثرهای یادبودی ایران به‌شمار می‌رود. مساحت زمینی که آرامگاه بر روی آن ساخته شده است، بیش از 3000 متر مربع است.

ویژگی‌های معماری آرامگاه پورسینا
آرامگاه پورسینا الهام گرفته از گنبد قابوس است. این برج، بلندترین بنای تمام آجری جهان است که در سده‌ی چهارم مهی ساخته شده است. گنبد قابوس یکی از شاهکارهای معماری ایران به‌شمار می‌رود و در همان زمانی ساخته شده است که پورسینا زندگی می‌کرد. این الهام‌پذیری نشانه‌ی هوشمندی طراح آرامگاه کنونی پورسینا، هوشنگ سیحون، است.

برج گنبد قابوس

آرامگاه پورسینا کم‌و‌بیش نیمی از ابعاد گنبد قابوس را دارد. تفاوت‌هایی نیز میان آن‌ دو سازه دیده می‌شود. در گنبد قابوس 10 ستون دیده می‌شود در حالی که آرامگاه پورسینا 12ستون دارد. یک تفاوت دیگر به باز گذاشتن تَرک‌ها یا ستون‌ها در آرامگاه پورسینا بازمی‌گردد. این کار هوشمندانه، از آن‌رو انجام گرفته است تا بادهای تند و طوفان‌های زمستانی همدان آسیبی به بنا نزند. افزون‌بر اینکه زیبایی چشمگیری به آرامگاه داده است. در بخش زیرین آرامگاه نیز نشانه‌هایی از معماری باستانی ایران و حتا سازه‌های باستانی مصر و یونان دیده می‌شود. سنگ‌های گرانیتی که از کوهستان‌های الوند آورده شده است و نمای آرامگاه را با آن آراسته‌اند، نموداری آشکار از کاخ‌های باستانی ایران به‌شمار می‌رود.
یک باریک‌بینی دیگر در ساخت آرامگاه، 10 ستونی است که در ایوان این سازه دیده می‌شود. این ستون‌های ده‌گانه اشاره است به سپری شدن 10 سده از مرگ پورسینا. ستون‌های 12 گانه‌ی برج نیز نشانه و اشاره‌ای دیگری است به 12 دانشی که پورسینا می‌دانست.
بلندای هر کدام از پایه‌های آرامگاه به 23 متر می‌رسد اما بلندی همه‌ی سازه، از زمین تا نوک برج، 28 متر است. گنبد آن نیز که مانند گنبد قابوس مخروطی‌شکل ساخته شده است، 6 متر بلندا دارد.
در سوی راست ورودی آرامگاه سنگ گور پورسینا دیده می‌شود و در سوی چپ آن سنگ گور ابوسعید دخوک جای گرفته است. همه‌ی آرامگاه را بوستانی نیم دایره‌ای دربرگرفته است و فضایی سبز و دل‌انگیز.

در سوی خاوری (:شرقی) آرامگاه، تندیسی از پورسینا دیده می‌شود در حالی که کتابی در دست دارد. این تندیس، ساخته‌ی استاد برجسته‌ی مجسمه‌سازی ایران، ابوالحسن صدیقی است. اما برای آنکه چهره‌ی تندیس تا آنجا که شدنی است مانند چهره‌ی واقعی پورسینا باشد، تاریخ‌شناسان ایران دست به پژوهشی دامنه‌دار در اسناد و کتاب‌های بازمانده از روزگار پورسینا زدند و از آن نوشته‌ها طرحی از چهره‌ی پورسینا که گمان می‌رفت باید با چهره‌ی واقعی او همانندی داشته باشد، فراهم کردند. طرح را به صدیقی سپردند و او از آن چهره‌ی تمام رُخ و نیم رُخ، تندیسی ایستاده از پورسینا ساخت که به راستی زیبا و باشکوه است. این تندیس اندکی بیش از 3 متر بلندا دارد و 90 سانتی متر پهنا. وزن آن نیز به 4 تُن می‌رسد. نیمی از تندیس پورسینا از مرمر سفید است.

جمجمه‌ی پورسینا که هنگام تخریب آرامگاه پیشین، از گور او بیرون آورده شد

دیگر ویژگی‌های آرامگاه پورسینا
یک نکته‌ی درخور توجه دیگر به شکافتن گور پورسینا بازمی‌گردد. هنگامی که آرامگاه پیشین او را فروریختند و گور پورسینا را گشودند، جمجمه و بخش‌های به‌جا مانده از استخوان‌های او را با صورت‌برداری و ثبت اداری، به جای دیگری بردند و به امانت گذاشتند. عکسی از جمجمه نیز گرفته شد. آن عکس اکنون در آرامگاه به نمایش گذاشته شده است. پس از ساخت آرامگاه نو، جعبه‌ی مُهر‌وموم شده‌ی جمجمه و استخوان‌های پورسینا بازگردانده شد و دوباره به خاک سپردند.
در کنار آرامگاه دو تالار ساخته شده است. تالار جنوبی موزه‌ی آرامگاه است. در این موزه سکه‌ها، سفال‌ها و هر آنچه به دوران‌های کهن باستانی بازمی‌گردد و به دست آمده است، نگهداری می‌شود. تالار شمالی نیز کتابخانه‌ی آرامگاه است و دربردارنده‌ی 8 هزار جلد کتاب نفیس، دستنویس‌های کهن و دیگر آثار، به زبان‌های گوناگون است.
شعر بلندی از پورسینا نیز که به نام «قصیده ی عینیه» آوازه دارد، بر روی چندین لوح سنگی نوشته شده است و در بخش بالایی دیوارهای درونی آرامگاه کار گذاشته شده است.
باغچه‌ی آرامگاه برگرفته از طرح باغ ایرانی است و با نگاه به آنچه درباره‌ی باغ‌های کهن بابِل نوشته شده است. آب‌نماها نیز الهام گرفته از حوض‌خانه‌های سنتی است. میدانی که همه‌ی آرامگاه را در برگرفته است، بیضی شکل است و به نام خود پورسینا نام‌گذاری شده است.
در جلو درِ ورودی و حیاط خاوری آرامگاه، سنگ مزاری با محفظه‌ای شیشه‌ای دیده می‌شود. این سنگ گور از آنِ عارف قزوینی، ترانه‌سرا و شاعر روزگار مشروطیت است که جای گرفتن آن در آرامگاه پورسینا، داستانی خواندنی دارد. در جستاری دیگر به آرامگاه عارف قزوینی خواهیم پرداخت.
آرامگاه پورسینا، دانشمند پُرآوازه‌ی ایران، در تاریخ 21 اردیبهشت‌ماه 1376 خورشیدی، با شماره‌ی 1869، به عنوان یکی از آثار ملی ایران شناخته و ثبت شده است.
*یاری‌نامه: تارنماهای «الی گشت»، «کجارو» و «ویکی پدیا».

آرامگاه سیبویه؛سازه‌ای در بافت کهن شیراز
آرامگاه بوذرجمهر قاینی؛ چیره‌دستی در ساخت سازه‌ای کهن
آرامگاه شاه شجاع مظفری؛ همسایه با حافظ
آرامگاه رضی‌الدین آرتیمانی؛ ترکیب‌های تکرار شونده
آرامگاه اوحدی‌ مراغه‌ای؛ سازه‌ای استوار و ستبر
آرامگاه خیام؛ سازه‌ای برپایه‌ی سنجش‌های هندسی
آرامگاه وحشی بافقی؛ شرح پریشانی شاعری پریشان‌دل
آرامگاه یعقوب لیث؛ یادمانی روبه ویرانی
آرامگاه علاالدوله سمنانی؛ غوغای از یاد رفته
آرامگاه نیما یوشیج؛ بازگشت به خانه‌ی پدری
آرامگاه لقمان سرخسی؛ بازمانده‌ی سازه‌ای شکوهمند
آرامگاه کمال‌الملک؛ اوج آفرینش‌گری در طراحی معماری
آرامگاه مستوفی قزوینی؛ سازه‌ای برای یک دیوان‌سالار
آرامگاه ابن یمین؛ نشانه‌ای از یک زندگی آشوبناک
آرامگاه فردوسی؛ کاخ بی‌گزند
آرامگاه حافظ؛ زیارتگه رندان جهان
آرامگاه بایزید بسطامی؛ ناپیدا در مجموعه‌ای چشم‌نواز
آرامگاه عارف قزوینی؛ یادبودی کوچک برای میهن‌خواهی بزرگ
آرامگاه شاه اسماعیل صفوی؛ جلوه‌ی هنر ایران
آرامگاه نزاری؛ رنجور از نادیدگی
آرامگاه خواجه نظام‌الملک؛ شکوه از یاد رفته
آرامگاه صائب تبریزی؛ برآمده از غبار فراموشی
آرامگاه سعدی؛ خاک شیراز و نسیم عشق
آرامگاه شمس تبریزی؛ پیدا و ناپیدا
آرامگاه خواجوی کرمانی؛ کنار آب رکناباد
آرامگاه باباطاهر؛ چشم‌اندازی روبه آسمان
آرامگاه خرقانی؛ ساده، نوپا و بی‌پیرایه
آرامگاه نادرشاه افشار؛ پابه‌پای تاریخ
آرامگاه عطار؛ به شکوهمندی سخن او

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید